دلیل اصلی خرید انسانها

دلیل اصلی خرید انسانها را بدانید تا بتوانید محصول تان را بهتر و زیادتر از همیشه بفروشید

دلیل اصلی خرید انسانها را بدانید تا بتوانید محصول تان را بهتر و زیادتر از همیشه بفروشید

میخواهید بیشتر بفروشید؟ تنها راهش این است که وارد مغز مشتری شوید، دلیل اصلی خرید انسانها را بدانید و بفهمید که خواسته ها و نیازهای او و دیزایرهای (جاذبه های ) او چه چیزهائی هستند؟

بدانیم 1 – مردم همیشه به خودشان اهمیت میدهند نه به شرکتها و سازمانهای شما. همیشه نیازها و خواسته های خود را مهم میدانند و برای رفع این نیازها خرید انجام میدهند. مشتریان شما فقط زمانی محصول شما را میخرند که یکی از نیازهای اورا برطرف نماید. پس محصول شما باید با نیاز او همپوشانی داشته باشد و گرنه هیچ تبلیغ فوق العاده ای نمیتواند او را متقاعد به خرید محصول تان نماید.

من گرسنه هستم. – من سردم است. – من پول میخواهم. – من شریک میخواهم.

 

بدانیم 2 – انسانها موجوداتی عاطفی هستند و بر اساس همین احساسات خرید خود را انجام می دهند و سپس با استفاده از منطق این خرید را توجیه می کنند. تصمیم گیری برای خرید چند ثانیه طول می کشد و در صورت مطابقت محصول با نوع احساس مخاطب همان لحظه دوپامین ترشح میشود(هورمون احساس عالی).بعد از انجام خرید و کاهش اعتبار کارت بانکی وقتی احساس پشیمانی به فرد دست میدهد در این حالت شروع به توجیه منطقی خرید خود می نماید.

این یک حراج بزرگ بود ، نمی توانستم از آن بگذرم.   درست است که بسیار گران بود ولی من اولین نفری بودم که این محصول را خریدم.

 

8 دیزایر اصلی خرید انسانها:

صرف نظر از سن ، جنسیت و یا ملیت ، همه ما با همان نیازها و خواسته ها خرید انجام میدهیم. 8 دیزایر یا جذبه خرید که ما انسانها بدون توجه به اینکه چه کسی هستیم و در کجا زندگی می کنیم ویا چه کاری انجام میدهیم، عمل خرید و یا تصمیم به خرید ما را تحت تاثیر قرار میدهند در لیست زیر ارائه شده اند:

  • بقا: زندگی طولانی و سالم
  • حفاظت: ایمنی، مراقبت و حفاظت برای خود و عزیزان
  • آزادی: آزادی از خطر، ترس و درد
  • راحتی: شرایط راحت زندگی
  • لذت: لذت بردن از غذا، نوشیدنی ها و تجارب
  • روابط: روابط جنسی، همراهی و سازگاری
  • موفقیت: برتر بودن، برنده شدن
  • قابلیت پذیرش: تایید اجتماعی

 

9 دیزایر ثانوی عامل خرید انسانها:

علاوه بر نیازهای ابتدایی بیولوژیک که در بالا ذکر شده است، ویتمن مجموعه ای از خواسته های ثانویه را فهرست می کند. هر کسی ممکن است تحت تأثیر خواسته های این لیست قرار نگیرد، اما قطعا نیازمندیهای زیادی  در جامعه امروز شایع هستند و ممکن است کاملا به مشتریان شما مرتبط باشند:

 

  • کارایی: حداکثر بهره وری با حداقل تلاش
  • صرفه جویی: صرفه جویی در پول، زمان و یا تلاش
  • قابلیت اطمینان و کیفیت: استانداردهای بالاتر و قابلیت اطمینان
  • خلوص و پاکیزگی: پاکی بدن و محیط اطراف
  • زیبایی و استایل: عرضه کردن خود، لذت بردن از حواس
  • هوش: برای اطلاع، درک و تفکر
  • کنجکاوی: تمایل قوی برای یادگیری و کشف
  • سود: خرید و فروش برای سود یا چیزی برای سود
  • مزایا: خرید چیزی زیر قیمت ارزش واقعی

 

علاوه بر 17 مورد یاد شده در متن بالا سه مورد دیگر را بصورت زیر پیشنهاد می کنم:

  • کمبود: اگررسیدن به چیزی دشوار باشد یا به ما گفته شده  که نمی توانیم آن را داشته باشیم، ما آن را بیشتر می خواهیم و به آن ارزش بیشتری می دهیم. بعضی چیزها زمانی ارزشمند میشوند که از دست داده شوند.
  • ارزش ها: ما محصولاتی را می گیریم که با ارزش های شخصی ما هماهنگ است.مثلا ما محصولاتی را خریداری می کنیم زیرا آنها در ایالات متحده ساخته می شوند،یا محصولاتی که عایدی فروش آنها به موسسات خیریه اهدا می شود و یا برای حمایت از یک کسب و کار محلی.
  • فردیت خاص: تمایل به متفاوت بودن از جمعیت. این خواسته می تواند اشکال بسیار زیادی داشته باشد . مثلا برای اولین بار فهمیدن چیزی ، وایرال کردن موضوعی خاص، قبل از هر کس دیگری.

 

 

اکنون که شما می دانید چه چیزی مردم را به سمت خرید می برد، وظیفه شما این است که در مورد مشتریان خود فکر کنید. شناسایی کنید آنچه مشتریان شما می خواهند، چگونه محصول شما این دیزایر مشتری را پوشش می دهد و در نهایت  این ارزش را به مشتری خود انتقال دهید.

 

آنچه بصورت عملی میتوانید از این آموزش در فروش محصول خود استفاده کنید:

اولا، با ارسال یک فرم نظرسنجی یا گفتگو در رسانه های اجتماعی یا از طریق ایمیل از مشتریان خود بپرسید دنبال چه چیزی هستند و چه چیزی از شما می خواهند. از مشتریان خود بپرسید چرا آنها از شما خرید می کنند، چراخرید نمی کنند،چه انتظاری از شما دارند،از چه جاهائی غیر از شما خریداری می کنند، منافع و ترجیحاتشان چیست … همه این اطلاعات بینش ارزشمندی را در مورد آنچه مشتری شما واقعا میخواهد و خواسته اوست به شما میدهد.

 

دوم، در صفحه محصولی که ارائه می کنید ،به مشتری خود کمک کنید تا استفاده از محصول شما و نحوه ارضای خواسته های خود توسط آن محصول را تجسم کند. با کلمات خود تصویر سازی کنید تا مشتری به کمک احساس 5 گانه خود محصول شما را درک کند.نحوه استفاده از محصول خود را به مشتری  توضیح دهید و اینکه چگونه خواسته او را تامین می کند.شما باید مشتری خود را ترغیب کنید که هر چه سریعتر با خرید محصول شما به خواسته خود برسند .

 

راهکار عملی

یک شبه هم امکان پذیر است. ارائه راهکار عملی و نمونه واقعی.

یک واقعیت تلخ و یک راهکار عملی

واقعیت تلخ

بگذار یک واقعیت تلخی را (البته برای من )برایتان نقل کنم. واقعیتی که شاید سکوی پرتابی برای شما باشد ولی سه سال از زندگی پرشور و نشاط مرا تلف کرد و بدون نتیجه دلخواه به پایان رسید. داستانی که می‌خواهم برای شما تعریف کنم و یک راهکار عملی برای موفقیت در کسب و کار اینترنتی در آن نهفته است ، مربوط است به سال 94 . همان دورانی که با واژه کسب‌وکار اینترنتی آشنا شده بودم و بر اساس قول واهی برخی افراد تازه‌کار بدون توجه به‌سختی های مسیر و بدون تجربه کردن بعضی ستورالعمل‌های این کار ، رویاهای یک‌شبه پولدار شدن را در سر می‌پروراندم و بر همین اساس شروع به ایده پردازی و آموزش طراحی سایت و ورد پرس و … کردم و خیلی سریع این مطالب فنی را از طریق شرکت در دوره‌های مربوطه یاد گرفتم.

محصولاتی درزمینهٔ آموزش فیزیک و شبیه‌سازی آزمایشگاه مجازی آن تولید کردم که در نوع خود در ایران کم‌نظیر بود و تقریباً در هیچ سایت ایرانی مشابه آن با همان شیوه و کیفیت ندیده بودم.

برخی از این آموزش‌ها را در مدارس اطراف شهر خودم جهت تست و ارزیابی ارائه دادم و فیدبکهای عالی و انرژی‌بخش دریافت کردم.

هم‌زمان با تولید این آموزش‌ها که پیش‌زمینه تولید آن‌ها شرکت در دوره‌های آموزش تولید محتوا بود ابزارهای بازاریابی و ایمیل مارکتینگ و تا حدودی سئو و … را آموزش دیدم. طوری که می‌توانستم در مدت بسیار کوتاهی یک کسب‌وکار اینترنتی اصولی را راه‌اندازی کنم.

محصولات تولیدی را در سایت فیزیک آنلاین که متعلق به خودم بود و در حال حاضر به مرداب سایتهای ناموفق پیوسته است منتشر کردم .

از این لحظه به بعد کار من شده بود چک کردن حساب زرین پال مربوط به همان سایت. خیلی دردناک بود. روزها گذشت. هفته‌ها گذشت. خبری از فروش محصول نبود.

رتبه الکسای سایت روزبه‌روز بهتر و بهتر می‌شد. لیست ایمیلی هرروز افزایش پیدا می‌کرد .محتواهای آموزشی در قالب مقاله منتشر می‌کردم و حتی لیست ایمیلی تقریباً متوسطی هم جمع کرده بودم.

بسیاری از آموزش‌های ارزان‌قیمت و رایگان افراد زیادی را گذرانده بودم و همه این آموزش‌ها را در سایت خود بکار می‌بستم به امید اینکه یک مدرس اثرگذاری درزمینهٔ کاری خودم باشم.

اما انگار در بین این آموزش‌ها و تلاش‌های بی‌وقفه من حلقه مفقوده‌ای وجود داشت که مانع موفقیت من بود.

نقطه قوتی که در این مدت در وجود خودم کشف کردم تسلیم نشدن در برابر شکست و مأیوس نشدن در کار موردعلاقه‌ام بود. همین نقطه قوت هم موجب گردید تا به مدت سه سال در کشاکش مشکلات عدم وصول نتیجه دوام بیاورم.

 

جوینده یابنده است.

اما بعدازاین مدت و بعدازاین همه تلاش و کوشش بالاخره اتفاقی که یک‌شبه تحولاتی در کار من به وجود آورد باور و اعتقاد مرا تکان داد. اعتقاد پیدا کردم که یک‌شبه هم امکان‌پذیر است به شرطی که دستورالعمل صحیح آن را به دست بیاوری.

اتفاقی که افتاد این بود که با مفهومی بنام تبلیغ نویسی در وب و وب‌سایت استاد صفوی (حسین صفوی) آشنا شدم.که اتفاقا حس خوبی هم به آن نداشتم و حس می‌کردم تبلیغ نویسی یعنی دروغ گفتن و یا بزرگ و مهم جلوه دادن موضوعات بی‌اهمیت و درنتیجه قالب کردن محصول موردنظر برای مشتری.بنابراین با اکراه تمام موضوع را در سطح اینترنت دنبال می‌کردم که با افرادی هم در این زمینه آشنا شدم و آموزش‌های در دسترس آن‌ها را هم مطالعه کردم و به‌تدریج مفهوم اصلی و کاربردی تبلیغ نویسی در وب را در سایت این بزرگوار که همواره از مقالات و آموزش‌های آن استفاده می‌کنم یافتم.

چیزی که به آن رسیدم یک‌شبه پولدار شدن نبود ولی یک‌شبه ورق برگشت و از آن روزی که از اصول صحیح و کاربردی تبلیغ نویسی در وب استفاده کردم و سعی کردم مخاطب را و شرایط و نگرانی‌ها و نیازهای اصلی مخاطب را درک کنم و همیشه گرهی از مشکلات مخاطب را در محتواهایی که منتشر می‌کنم بازکنم. اولین فروش محصولات تولیدی‌ام شروع شد.

هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم اولین فروش محصول سایت با مشکل درگاه بانک مواجه شده بود که مشتری از طریق فرم تماس سایت به من ایمیل زد و اعلام کرد که سه بار اقدام به خرید محصول کرده ولی موفق به پرداخت مبلغ و دانلود آن نشده است.

بعد از اصلاح ایراد اعلامی از سوی ارائه‌دهنده درگاه ، به‌پاس قدردانی از مخاطب و به یمن اولین فروش سایت ، محصول موردنظر را به‌صورت رایگان به ایشان ارسال کردم و از اطلاع‌رسانی او تشکر کردم . نکته جالب‌توجه این است که مشتری موردنظر بعد از دریافت محصول مجدداً به سایت مراجعه کرده و محصول را خریداری و مبلغ آن را پرداخت کردند.

امروز دیگر سایت فیزیک آنلاین فعال نیست ولی من دقیقاً بر اساس آموزش‌هایی که در دوران حیات این سایت یاد گرفتم به دنبال موضوعی رفتم که دقیقاً نقطه‌ضعف من در آن دوران بود.

امروز با تمام قوا و باانگیزه‌ای چند برابر و با پشتوانه‌ای غنی از آموزش‌هایی که درزمینهٔ کسب‌وکار اینترنتی مخاطب محور فراگرفته‌ام در خدمت کاربران وب‌سایت تبلیغ نویس هستم که همواره رفع مشکلات مخاطب را در سرلوحه کارهای خود قرار داده و مخاطب خود را فردی از جنس خود و مثل خانواده خود می‌پندارم.

 

 

 

 

 

تبلیغ نویسی خلاقانه

تبلیغ نویسی خلاقانه تر – رشد و پیشرفت کار یا ورشکستگی و اخراج از کار

تبلیغ نویسی خلاقانه تر – رشد و پیشرفت کار یا ورشکستگی و اخراج از کار

 

مجدانه طرفدار قطعی این فکر هستم که:

محدودیت ها خلاقیت  ایجاد می کنند.

مثلا اگر شما فقط 5 دقیقه برای انجام یک ارائه، زمان داشته باشید ، شما تمام این کار را در 5 دقیقه به پایان میرسانید! ممکن است 100٪ کامل نباشد، اما انجام خواهد شد.

اما اگر شما 2 ماه برای انجام چنین کاری زمان داشته باشید، انجام آن 2 ماه طول می کشد.

 

محدودیت (زمان کوتاه) سبب میشود تا شما سریع تر فکر کنید، متفاوت فکر کنید، و سریع عمل کنید.

ممکن است جالب (و سرگرم کننده تر) باشد که بخواهید مشکل ترین کار روزانه تان را به نوعی با یکی از روشهای زیر محدود کنید.

 

محدودیت می تواند به یکی از اشکال زیر باشد:
…. محدودیت زمانی
….  طول محدود
…. بودجه محدود.
…. باید خنده دار باشد
…. شما فقط باید از یک رنگ استفاده کنید.
…. شما باید ذهنیت خاصی را حفظ کنید.
…. در حالی که آن کار را انجام می دهید، مجبورید یک جفت عینک خنده دار بپوشید.
…. شما باید برعکس آنچه که معمولا انجام می دهید انجام دهید.
…. غیره

نکته این است که شما الگوی همیشگی خود را برای انجام آن کار که معمولا یک الگوی واحدی هست ، کنار بگذارید و از یک الگوی غیر معمول استفاده کنید.

 

در اینجا یک ترفند مفید وجود دارد که اغلب برای حل مشکلات استفاده می کنم و آن این است که : در انجام کار فکر می کنم چطور می توانم کار را طوری  انجام دهم که سرگرمم کند!

مهم نیست که شما مالک یک شرکت هستید یا در یک شرکت کار می کنید. بعضی وقتها از این تکنیک استفاده کنید.

این تکنیک ممکن است شما را به مقام بلند شغلی ارتقا دهد یا اینکه موجب  اخراج شما از کارتان شود ….. در هر دو صورت، خنده دار خواهد بود؛

 

 

 

ارتباطات

تاریخچه ارتباطات انسانی از نگاه یک تبلیغ نویس

تاریخچه ارتباطات انسانی:

20،000 سال قبل از میلاد.
مردم، مفاهیم اساسی (تهدید، دوستی، غذا و غیره) را درک می کنند ….

3،500 سال قبل از میلاد.
الفبای خام و واژه ها توسعه یافته است، و هر کسی در دیوار خانه خود اشکال و واژه های خامی را حک می کنند.

سال 1450 میلادی :
مطبوعات مدرن شروع به افزایش می کنند و کتاب ها بیشتر در دسترس می باشند.

سال 1877 میلادی :
توانایی ضبط صدای انسان در ارتباطات انسانی تحول ایجاد می کند.

سال 1920 میلادی :
قابلیت ضبط تصاویر متحرک (مانند فیلم) در انسانها به وجود می آید.

سال 1950 میلادی:
تلویزیون باعث می شود که پیامهای ویدیوئی بسیار سریعتر پخش شوند.

سال 1994 میلادی :
گسترش اینترنت این امکان را فراهم می کند تا تمام این رسانه ها به سرعت در سراسر جهان از طریق آن ارسال شود.

سال 2007 میلادی :
استفاده گسترده از گوشی های هوشمند به سرعت این امکان را می دهد تا تمام این رسانه های ارتباطی به معنای واقعی کلمه در هر جا و هر زمان، توسط هر کسی قابل دسترسی باشد.

در حال حاضر از طریق اینترنت ما می توانیم فرمتهای مختلف متن، تصاویر، صوت و فیلم و  ….. و حتی نسخه های تعاملی  همه آنها را انتقال دهیم.

و بعضی از رسانه ها در انتقال اطلاعات از یک مغز به مغز دیگر برای موارد خاص بهتر هستند.

بیایید این مفهوم را کشف کنیم، زیرا این امر برای هر نوع ارتباطی فوق العاده مهم است.

این مفهوم در نحوه تبلیغ نویسی پیام نهفته است.

قیف فروش

قیف فروش قدرتمند و سه گام ساده برای ایجاد آن

قیف فروش قدرتمند و سه گام ساده برای ایجاد آن

 

برای ساختن یک قیف فروش با عملکرد بالا و قابلیت تبدیل زیاد مخاطبان ، ابتدا چه اقداماتی لازم است؟

اکثر کارآفرینان وقتی حرفی از کانالهای فروش به میان می آید مشتاقانه یک روند دشوار و پیچیده را پیش بینی می کنند.

درست است که اگر شما به کار بازاریابی اینترنتی تازه وارد هستید، در ابتدای کار نگران هستید.

با این حال، هنگامی که فانل فروش را به مرحله های کوچک و قابل اجرا تقسیم می کنید، روند بسیار ساده تر و حتی لذت بخش تر می شود.

به همین دلیل، در این مقاله، من قصد دارم به “ترفند” ساختن یک قیف فروش و 3 مرحله ساده و آسان برای ایجاد آن بپردازم.

امیدوارم، این آموزش به شما کمک کند کانالهای فروش خود را با سهولت نسبی ایجاد، راه اندازی و بهینه سازی کنید.

اما قبل از اینکه ما به هسته این موضوع برسیم، بیایید برای کسانی که ممکن است با این اصطلاح آشنائی نداشته باشند توضیح دهیم که یک فانل فروش چیست.

 

پس، قیف فروش چیست؟

امروزه، صرف داشتن یک وب سایت کافی نیست و تنها داشتن صفحه محصول به قدری که شما انتظار دارید کارائی تبدیل ندارد.

از طرفی احتمالا، شما در تلاش برای افزایش فروش و سود هستید.

به خصوص اگر شما در حال جذب مشتری جدید، و یا فروش محصولات با قیمت بالا هسنتید. اکثر این افراد (بیش از 90٪) آماده خرید در اولین تماس با کسب و کار شما نخواهند بود.

آنها معمولا قبل از اینکه دکمه “خرید” را فشار دهند، به برخی از متقاعد کننده ها نیاز دارند. و این خود، یک فرایند گام به گام است.

اول، شما باید یک صفحه اصلی ایجاد کنید که پیشنهاد رایگان ارائه کند. هدف در اینجا این است که از طریق ارائه محتوا به مخاطب ، اطلاعات تماس او را چذب کنید.

با این وجود شما باید اطمینان حاصل کنید که افراد مورد نظر را هدف قرار می دهید. اگر بازدیدکنندگان واقعا به آنچه که شما پیشنهاد می دهید علاقه مند باشند، تبدیل شدن بازدیدکنندگان به مخاطبان بسیار ساده تر است.

گام بعدی جذب ترافیک از طریق یک سری ایمیل تبلیغ نویسی شده است. در نهایت، پس از ارائه برخی مطالب بیشتر، می توانید چندین ایمیل تبلیغاتی را در اختیار علاقه مندان قرار دهید، آنها را به صفحه فروش ببرید و فروش را ببندید.

 

بیایید نگاهی به نحوه ساختن یک قیف فروش از ابتدا تا انتها بیندازیم.

sales funnel, sales funnel example, sales funnel stages, sales funnel template, sales funnel website, the sales funnel explained, sales funnel wiki, sales funnel strategy, what is a marketing sales funnel

طبقه های قیف فروش

 

اگر به تک تک بخشهای یک قیف فروش جامع نگاهی جزء به جزء داشته باشیم، توضیح آن برای من و درک آن برای شما آسانتر خواهد بود. این جزء از قیف را “قیف کوچک” یا میکرو فانل می نامیم که کوچک تر و به راحتی قابل هضم تر از قیف بزرگتر فروش است.

اجازه دهید یک قیف فروش انتخابی نمونه را تجزیه کنیم. چنانکه خواهید دید این فانل بخودی خود، دارای 3 مرحله جداگانه یا لایه است :

 

الف ) تبلیغ یا آگهی – ترافیک را به صفحه مقصد شما هدایت می کند.

 

پستهای فیس بوک ، قرار گرفتن در نتایج بالای گوگل ، تبلیغات ، راه اندازی نمایشگاه و … همه و همه راهکارهائی برای عرضه کسب و کار شما در مقابل مشتریان جدید است.

ب ) صفحه فرود – هدیه ای به مخاطبان در ازای نام و آدرس ایمیل خود ارائه می دهد.

 

با انگیزه افراد شروع کنید. چرا مخاطبان باید به لیست ایمیلی شما اضافه شوند؟

افرادی که در لیست ایمیلی شما ثبت نام می کنند علاقه ای به آنچه عرضه کرده اید نشان داده ولی هنوز سرمایه گذاری نکرده اند.

به چه دلایلی ممکن است خرید انجام نداده باشند؟

اگر کسی محصول شما را دوست دارد ولی در مورد خرید آن مردد است ممکن است در کدام پارامتر محصول شما تردید داشته باشند؟

در مورد موارد زیر ممکن است مردد باشند:

قیمت محصول

هزینه حمل و نقل

طول مدت زمان بدست آوردن محصول

عدم اطمینان از نیاز واقعی خود

عدم اطمینان از کارکرد محصول

سوالات بدون جواب (مانند ابعاد دقیق محصول)

طراحی وب سایت (کندی یا لود نشدن سایت)

 

برخی از مسائل مانند سرعت لود سایت یا سوالات بدون جواب باید سریعا حل شوند و نیازی به فانل فروش ندارند. اما هر دلیل دیگری که موجب اطمینان خاطر شده و باعث از بین رفتن فروش میشود باید در فانل فروش منظور شوند.( مثلا نظر مشتریان محصولات که قبلا خرید کرده اند و اعلام رضایت از محصول دارند.)

براساس دلایل عدم خرید ، پیشنهادات شما در فانل فروش میتوانند بشرح زیر باشند:

قیمت – ارائه یک کد تخفیف در اولین خرید ، ورود به سامانه قرعه کشی یا یک هدیه رایگان با خرید محصول

هزینه حمل – ارائه یک کد حمل رایگان

عدم اطمینان از تناسب محصول برای مخاطب – ثبت نام برای ارسال اطلاعات و ایده های بیشتر

مدت زمان رسیدن محصول بدست مشتری – ثبت نام برای ارسال سریع

عدم اطمینان از کارائی محصول – ثبت نام برای ارسال نمونه آزمایشی از محصول

معمولترین نوع فرم گرفتن ایمیل برای فروشگاههای اینترنتی ، فرم پیشنهاد تخفیف است. مثلا برای گرفتن 10 درصد تخفیف در اولین خرید ثبت نام کنید

البته این ایده هم برای هر کسب و کاری و همیشه خوب نیست و فقط در حالتهائی استفاده میشود که حاشیه سود کسب و کار تخفیف مورد نظر را پوشش دهد. به این مفهوم که باید بعد از دادن تخفیف یا حمل رایگان و … هنوز هم سودی برای شما باقی بماند.

زمانی که فروش یا تبلیغی را انجام میدهیدبجای کاهش قیمت در لیست قیمتهای محصولاتتان مخاطبان را تشویق کنید تا برای دسترسی به تخفیفها در لیست ایمیلی شما ثبت نام کنند تا بتوانید در آینده مجددا به آنها دسترسی داشته و امکان فروش مجدد را داشته باشید.

اگر بسادگی قیمتها را پائین بیاورید هرکسی میتواند به قیمت فروش مورد نظر خودش دست یافته و شما این امکان را ندارید تا با آنها ارتباط مجدد داشته باشید.

باید توجه داشته باشید که پیشنهاد تخفیف اگر چه محبوبترین گزینه است ولی تنها گزینه و بهترین گزینه نیست. زیرا که بسیاری از افراد پس از گرفتن تخفیف یا کد تبلیغاتی مورد نظر از لیست ایمیلی شما لغو اشتراک می کنند.

پس باید بدانید که چه چیز دیگری ممکن است برای مشتری شما مفید باشد.باید یک ایده روشن از مشتری ایده آل خود داشته باشید.

موفقیت کل قیف فروش شما به خودتان بستگی دارد. به این که واقعا بدانید در گوشه بازاری که انتخاب کرده اید چه چیزهائی میتواند فروش داشته باشد.

 

فرض کنید در یک وب سایت با یک برگه پاپ آپی به یکی از صورتهای زیر مواجه میشوید. با دیدن کدام یک از آنها حاضرید ایمیل خود را بدهید؟

  • چگونه در 10 روز 5 کیلو وزن کم کنیم؟
  • چگونه بدون ورزش 10 کیلو وزن کم کنیم؟
  • چگونه بدون هیچ رژیم غذائی خاص به یک اندام مانکنی دست پیدا کنیم؟
  • چگون شکم خود را با این برنامه در طی 4 هفته صاف کنیم؟

 

انتخاب یکی از گزینه های بالا به اهداف و ترجیحات شما بستگی دارد.اگر از کار کردن متنفرید گزینه دوم نظر شما را جلب خواهد کرد.

اگر میخاهید شکم صاف داشته باشید گزینه 4 انتخاب شماست.

 

اگر این وبسایت جزئیات مشتریان خود را نداند هیچ مشترکی را در پاپ آپ خود دریافت نخواهد کرد.

 

مثال دیگر – مشتریان وب سایت ممکن است از جواهرات یا روسری یا کیفهای دستی استفاده کنند. اما انواع مختلفی از مردم ممکن است این رفتارها را داشته باشند. باید انگیزه اصلی این رفتارها را تجزیه و تحلیل کرد. آیا این افراد به کدام یک از انگیزه های زیر پای بند هستند:

  • رهبر هستند و مد جدید ایجاد می کنند.
  • دنباله رو هستند.
  • هرگز دنباله روی نمی کنند.
  • عاشق یک سبک کلاسیک هستند.
  • میخواهند زیبا و با کلاس به نظر برسند.

مسلما هرچه این پیشنهادات نسبت به مشتریان بصورت دقیقتر و ریزتر تقسیم بندی شود بهتر آنها را در قیف فروش قرار میدهد.

 

در مورد این عبارتها فکر کنید:

  • چگونه ممکن است مشتری شما محصول شما را استفاده / نمایش / مصرف نماید؟
  • نوع سبک زندگی مشتری ایده آل شما (به عنوان چالشی – سازگار با محیط  ، زود باور و …)
  • چگونه میتوانید مشتری خود را آموزش دهید یا الهام بخشید؟

 

ج ) صفحه تشکر- قدردانی شما را به مخاطب نشان می دهد و کمک می کند تا با مشترکین خود ایجاد ارتباط کنید.

در اینجا مهم است که تبلیغ نویسی آگهی و صفحه فرود باید هماهنگ باشد. آنها باید پیام بازاریابی، لحن و واژگان یکسانی را داشته باشند.

دلیل آن خیلی ساده است. مخاطبان شما انتظار دارند که همان چیزی را که در تبلیغ نشان داده شده است، در صفحه فرود دریافت کنند.

صفحه فرود نیز باید یک محتوای خوب و ارزشمند رایگان ارائه کند که به مزیت اصلی آن اشاره کند، اما همه چیز را نشان نمی دهد.

 

شما همچنین باید مهمترین بازخوردهای ورودی صفحه فرود را در صفحه اصلی فهرست کنید.

شکل انتخابی صفحه فرود شما باید ساده و هدفمند باشد. شما نیازی به ایجاد یک فرم پیچیده چند مرحله ای ندارید. پس از همه موارد گفته شده تا این مرحله، آنچه نیاز دارید، اطلاعات تماس اولیه آنهاست.

در توضیح روش اقدام عملی که از مخاطب انتظار دارید انجام دهد تا آفر شما را دریافت کند دریغ نکنید. مراحل را بخوبی توضیح دهید و به آنها بگویید نام و ایمیل خود را وارد کنید و روی دکمه دانلود کلیک کنید تا به پیشنهاد رایگان دسترسی پیدا کنید.

مخاطب را به یک صفحه “تشکر ” طراحی شده، هدایت کنید و توضیح دهید که آنها پس از مدت کوتاهی از طریق ایمیل شان پیشنهاد شما را دریافت خواهند کرد.

 

اهمیت قیف فروش

هر قیف فروشی هدف خاصی را بصورت عملی دنبال می کند.

به عنوان مثال، قیف فروش ، بازدید کنندگان را به مخاطب تبدیل می کند، با ارائه یک گزارش رایگان در ازای ایمیل های بازدید کنندگان.

سپس، شما می توانید یک قیف وبینار داشته باشید، که در آن ایمیل هایی را برای مشترکین جدید ارسال می کنید و از آنها می خواهید که در یک وبینار رایگان شرکت کنند.

هدف سومین قیف کوچک می تواند تبدیل مخاطب به مشتری باشد ، با معرفی یکی از محصولات با قیمت پایین تر.

پس از آن شما می توانید یک قیف برای خدمات مربیگری ، پیشنهاد فروش اصلی ، مشاوره و غیره داشته باشید …

مجموعه این قیفها با هم، funnel های فروش شما را می سازند. با این حال، برای اجرای صحیح و عملی آنها بهتر است به طور جداگانه بررسی و اجرا شوند.

بدین ترتیب از سردرگمی خلاص میشوید و دقیقا می دانید برای ایجاد فانلهای فروش چه مراحلی را از ابتدا تا انتها باید انجام دهید.

صرف نظر از نوع قیفی که شما ایجاد می کنید، در اینجا 3 گام ساده برای طراحی آن باید انجام دهید.

 

چگونگی ایجاد یک قیف فروش

sales funnel, sales funnel example, sales funnel stages, sales funnel template, sales funnel website, the sales funnel explained, sales funnel wiki, sales funnel strategy, what is a marketing sales funnel

گام اول – شروع با یک هدف مشخص

اگر چه ممکن است به نظر برسد که از همان ابتدای شروع به کار ، صحبت از پایان مسیر هست ، ولی این تنها راه درست است.

چیزی است که قبل از شروع به کار روی قیف خود ، باید دقیقا بدانید که چه چیزی می خواهید با آن انجام دهید. هدف نهایی باید کاملا واضح باشد، تا شما بتوانید گام هایی را تعیین کنید که شما را به هدف تعیین شده برساند.

برای این منظور ، به سؤالات زیر پاسخ دهید:

وقتی مخاطبان به پایان قیف می رسند، چه کاری را باید انجام دهند؟

چگونه با آنها ارتباط برقرار می کنید و آنها را تشویق می کنید که این کار را انجام دهند؟

مخاطبان چه نوع تعاملی باید با کسب و کار شما داشته باشند، تا بتوانید آنها را قانع کنید تا در پایان اقدام  مورد نظر شما را عمل کنند؟

در حال حاضر، نقطه کلیدی در اینجا این است که یک هدف خاص و قابل اندازه گیری در ذهن داشته باشد.

 

شما نمیتوانید به سادگی بگویید «هدف من این است که پول بیشتری کسب کنم». این هدف به شما هیچ روحیه ای را نمیدهد و همچنین به شما کمک نمیکند که فرآیندی را تعریف کنید که شما را به آن برساند.

 

بجای آن ، هدف شما باید چیزی شبیه این باشد: “من می خواهم تعداد X نفر برای ثبت نام به وبینارم به دست بیاورم.”

به این ترتیب، می دانید که باید وبینار را ایجاد کنید، یک صفحه ثبت نام وبینار ایجاد کنید و دعوت نامه وبینار را بفرستید برای مخاطبان …

این نوع هدف مسیر شما را نشان می دهد. علاوه بر این، شما قادر خواهید بود به طور دقیق میزان کارایی قیف خود را تعیین کنید.

شما همیشه می توانید تعداد دقیق افرادی که ثبت نام کرده اند و باید در وبینار شما حضور داشته باشند را مشاهده کنید. با استفاده از این داده ها، می توانید بخشی از قیف خود را تنظیم کنید و دقیقا ببینید کدام یک از تلاش های بازاریابی شما بهترین نتایج را به شما می دهد.

 

sales funnel, sales funnel example, sales funnel stages, sales funnel template, sales funnel website, the sales funnel explained, sales funnel wiki, sales funnel strategy, what is a marketing sales funnel

گام دوم – مخاطب خود را درگیر کنید

در این مرحله ، در مورد چگونگی تعامل با مخاطب خود  فکر کنید.

شما باید به نوعی علاقه مخاطبان خود را برای وبینار، محصول یا خدمات خود ایجاد کنید.

اینجا جایی است که صفحه فرود و پیشنهاد ویژه شما ایفای نقش می کنند. بهترین ترفند این است که مطالب مرتبط، ارزشمند و جذاب را که مخاطبان شما واقعا علاقه مند هستند، ارائه دهید.

این ارائه به شما کمک می کند تا هر دوی پیشنهاد و محتوای اصلی را در یک روش منحصر به فرد و جالب ارائه کنید. بهترین ایده این است که یک پیشنهاد رد نشدنی ایجاد کنیم تا هم به مخاطب کمک کند، و هم انگیزه آنها را به خرید راه حل های شما (محصولات شما)برانگیزد.

شما باید تعادل کامل را در عرضه خود برقرار نمائید. شما می خواهید مخاطبان را هرچه بیشتر به یادگیری علاقه مند سازید ، اما در عین حال با محتوای ارزشمندی که به صورت رایگان دریافت می کنند راضی سازید.

برای مثال اگر شما یک دوره جامع بازاریابی دیجیتال را به فروش می رسانید، می توانید یک راهنمای رایگان ارائه دهید که در مورد یک بخش خاص –  صحبت می کند.

نکته کلیدی در اینجا این است که در اختیار گذاشتن نام و ایمیل کاربران در ازای یک قطعه محتوای ارزشمند تعهد بزرگی برای آنها نیست. با این حال، همین اطلاعات ، برای شما به عنوان یک کارآفرین حیاتی است.

دسترسی داشتن به لیست ایمیل کاربران اساسا به این معنی است که شما به منبع ایجاد ترافیک لازم برای سایت خود را در اختیار دارید. و، هر زمان که می خواهید، می توانید محتوای مورد نظر و ایمیل های تبلیغاتی را ارسال کنید.

این ایمیل ها باید به ایجاد یک رابطه قوی و مبتنی بر اعتماد مابین شما و کاربران تان کمک کند، و آنها را به پایینترین سطح قیف فروش هدایت نماید.

محتواهای مورد علاقه کاربران ، پیشنهادات تکمیلی و محصولات با قیمت پائین، برای افزایش تعامل در این مرحله از قیف عالی هستند.

هدف این است که به آنها کمک کنیم تا از موانع عبور کنند و از کاربر صرف (مشتری سرد)به مشتری داغ تبدیل شوند.زیرا که در صورت خرید محصول با قیمت کم (مشتری گرم)به تدریج فروش محصولات با قیمت بالاتر هم آسان خواهد بود.

فروش محصولاتی با قیمت بالاتر به افرادی که قبلا از شما خریداری کرده اند، بسیار آسان تر است ، مگر اینکه شما بخواهید آنها را به کاربران سرد بفروشید.

 

sales funnel, sales funnel example, sales funnel stages, sales funnel template, sales funnel website, the sales funnel explained, sales funnel wiki, sales funnel strategy, what is a marketing sales funnel

گام سوم – جذب ترافیک هدفمند

سوال بعدی این است که چگونه مردم را به صفحه اصلی خود در وهله اول جذب کنیم؟

راه های مختلفی برای تولید ترافیک وب سایتها وجود دارد. اینکه کدام یک از این روشها کارائی بهتری برای شما دارد به شدت به کسب و کار شما، بازاری که انتخاب کرده اید و عادات مخاطبان شما بستگی دارد.

به عنوان مثال، اگر شما در حال فروش محصولات زیبایی هستید، احتمالا بیشترین موفقیت را در Instagram پیدا خواهید کرد. ولی ، اگر شما در حال ارائه راه حل های نرم افزاری B2B  هستید ، ممکن است بهترین منبع ترافیک شما لینکدین باشد.

در اینجا برخی از رایج ترین منابع ترافیک ارائه میشوند:

تبلیغات پولی Google
رسانه های اجتماعی
وبلاگ
ترافیک ارگانیک (از نتایج جستجوی وب)
لیست ایمیلی شما
ویدیوهای آنلاین
تبلیغات انفرادی

به یاد داشته باشید که شما نمی خواهید هر کسی در صفحه فرود شما ثبت نام کند. بلکه به دنبال افرادی هستید که واقعا به کسب و کار شما علاقه مند هستند.

به همین دلیل هدف قرار دادن مخاطبان مناسب بسیار مهم است. به یاد داشته باشید، شما به دنبال کلیک روی تبلیغ خود نیستید؛ هدف شما این است که تا جای ممکن بازدید کنندگان بیشتری را به مخاطب تبدیل کنید.

 

از این رو ، هدفگیری دقیق بخش مربوط در بازار، که علاقه مندان زیادی به محصولات شما را شامل میشود ، کارآمد ترین و سودآورترین رویکرد جذب مخاطب است.

به این ترتیب، در تبلیغات هزینه کمتری صرف می کنید و شانس بیشتری برای تبدیل این افراد به مشتریان وفادار خواهید داشت.

بنابراین، برای جمع آوری داده ها زمان بگذارید و ویژگی های خاص مشتری ایده آل خود را بدست آورید. یک نماینده مشتری (مشتری فرضی)ایجاد کنید و هنگام انتخاب هدفی برای تبلیغات خود، آن را به عنوان مشتری پایه استفاده کنید.

sales funnel, sales funnel example, sales funnel stages, sales funnel template, sales funnel website, the sales funnel explained, sales funnel wiki, sales funnel strategy, what is a marketing sales funnel

قالب ، استراتژی و مزایای قیف فروش

در این مرحله، شما باید یک هدف مشخص را در نظر بگیرید، یک استراتژی برای جذب مخاطبان خود و یک منبع ترافیکی قابل اعتماد برای خود تعریف کنید.

به عبارت دیگر شما باید یک آگهی ایجاد و راه اندازی کنید، آن را به صفحه فرود مورد نظر خود پیوند دهید، یک صفحه تشکر ایجاد کنید و ایمیل های ارسالی مورد نظر را تنظیم کنید.

تمام این فعالیت ها را به صورت فعالیت جداگانه در نظر بگیرید. به این ترتیب، شما احساس گمراهی نخواهید کرد، و در نهایت یک قیف فروش کوچک مناسب خواهید داشت.

یادت باشه؛ شما نیاز دارید که یک قیف کوچک جداگانه برای هر هدف مشخصی ایجاد کنید.

 

پس از آن، کل کاری که باقی مانده است این است که به سادگی روند ایجاد شده را تکرار کنید، فقط این بار با باید هر فانل کوچک را به عنوان یک عنصر جزء از قیف نهایی فروش در نظر بگیرید.

بعد از اینکه که فانکشن های ضروری را در جای خود قرار دادید، تنها موضوع  مهم آن است که آنها را در ترتیب درست قرار دهید.

بسته به اینکه مشتری شما از کدام قیف فروش شما وارد میشود و در پایان سفر خریدش  به کدام قسمت کسب و کار شما می رسد، انواع مختلفی از قیف های فروش وجود خواهد داشت:

قیف فروش محصول با قیمت پائین
قیف فروش از طریق وبینار
قیف فروش از طریق وبلاگ
قیف فروش وبینار
قیف فروش سری محصولات
قیف فروش مشاوره

سخن نهائی در مورد اینکه یک قیف فروش چیست؟

هنگام ایجاد قیف فروش ، 2 چیز را همیشه باید در نظر داشته باشید.

اولین موضوع هدف نهائی شما است و دوم محصول یا خدماتی است که به عنوان پیشنهاد ویژه ارائه می دهید.

به عنوان مثال، فرض کنید شما در حال توسعه یک راه حل نرم افزاری برای شرکت های دیگر هستید. شما ممکن است یک نسخه آزمایشی یا دموی رایگان در قیف فروش کوچک ارائه دهید.

سپس ، شما می توانید ایمیل ارسال کنید و از مخاطبان بخواهید که دموی دریافتی خود را به یکی از پلنهای حرفه ای ارتقا دهند. البته هدف نهائی این است که مخاطب را به قیف فروش نهایی برسانید.

امیدوارم، مراحل ذکر شده در این مقاله به تشریح برخی از موضوعات مهم در مورد کانال های فروش کمک کند. هدف من ، این است که روند ایجاد قیف فروش را ساده سازی کنم و دستورالعمل های واضح و قابل اجرا برای ساخت قیف فروش ، به شما ارائه بدهم.

اگر سوالی دارید یا مایلید نظرات خود را در مورد این موضوع به اشتراک بگذارید، لطفا در پایان این آموزش نظرات خود را درج کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرمول تبلیغ نویسی

با یک فرمول تبلیغ نویسی ساده ، صفحه درباره ما قدرتمند برای کسب و کار خود ایجاد کنید.

با یک فرمول تبلیغ نویسی ساده ، صفحه درباره ما قدرتمند برای کسب و کار خود ایجاد کنید.

 

بیایید صادق باشیم، بیشتر صفحات “درباره ما” شرکت ها خسته کننده، ناامید کننده و گاهی اوقات خجالت آور است.

 

آنها به طور ناگهانی در مورد شگفتی محصولاتشان سخن به میان میاورند، به طوری که خوانندگان صفحه واقعا وقت خود را هدر می دهند. آنها در مورد اینکه چطوری محصول آنها در بازار جزو بهترینها است، یا دارای ویژگی های متنوع است بدون توضیح فوائد واقعی برای خواننده صحبت می کنند.

 

اگر نمیخواهید مشتریهای آینده خود را از دست بدهید، از این روند فاجعه آفرین فاصله بگیرید. در عوض، یک پیام ساده و تاثیر گذار با استفاده از فرمول تبلیغ نویسی PAS ایجاد کنید.

 

PAS = problem→ Agitate → solution

 

این فرمول از مدت زمان طولانی مورد استفاده قرار گرفته است و مردم هنوز از آن استفاده می کنند.

 

بیایید نمونه ای از صفحه ‘About Us’ شرکت freshwork را با هم بررسی کنیم. Freshworks یکی از 16 Unicorns هند است که ارزش گذاری آن حدود 1.5 بیلیون دلار است و جالب اینکه صفحه درباره ما این شرکت با استفاده از فرمول PAS نوشته شده است.

 

پاراگراف 1 →

آنها در یک جمله تنها مشکل را مطرح می کنند.

پاراگراف 2 →

مشکل یاد شده را – با توصیف نحوه عملکرد نرم افزارهای امروزی، که کاملا در تناقض با آن هدفی است که باید دنبال شود و به این دلیل مدیریت کسب و کارها را با مشکل مواجه می کنند – تحریک می کنند.

پاراگراف 3 →

ارائه راه حل با معرفی محصول خود.

پاراگراف 4 →

این قسمت علاوه بر فرمول PAS است که در آن شما به مخاطبان خود در مورد نتیجه راه حل خود شواهدی بیاورید و یا با استفاده از گواهی مشتریان ادعای خود را ثابت کنیدمثلا در مورد  Freshworks، شما می توانید به ظرفیت  150،000 + مشتریان خود افتخار کنید.

 

نسخه ای از این نوع صفحه درباره ما کوتاه، دقیق، رایگان از jargons که فوق العاده ساده برای درک، حتی قابل درک برای مادر بزرگ هاست. من به جرات میتوانم بگویم که میتوانید آن را به مادربزرگتان نشان دهید و از او برای درک سادگی و گویائی آن بازخورد بگیرید.

 

آنچه که در مورد تبلیغ نویسی مهم است ، این است که باید ارائه شما ساده باشد و متمرکز بر نحوه سودرسانی به مخاطب به جای صحبت کردن در مورد خودتان، حتی در صفحه درباره شما.

 

من مطمئن هستم Freshworks  خیلی بیشتر از یک شرکت متوسط ​​است، اما ، آنها تصمیم گرفتند از فرمول PAS استفاده کنند. و اگر آنها این کار را انجام میدهند، پس شما هم در هر جایگاهی که هستید می توانید از آن استفاده کنید.

 

توجه – آیا متوجه شدید که من این مقاله را با استفاده از فرمول PAS نوشتم؟ 🙂

 

پیشنهاد رد نشدنی

پیشنهاد رد نشدنی و 4 عامل کلیدی برای ارائه صحیح آن به مخاطب

پیشنهاد رد نشدنی و 4 عامل کلیدی برای ارائه صحیح آن به مخاطب

 

هر کسب و کاری معمولا چیزی برای فروش دارد، یعنی محصول، خدمات، نرم افزار و غیره. با این حال، صرف داشتن یک محصول یا خدمات شگفت انگیز، فروش را تضمین نمی کند.

 

در واقع، شما باید بدانید که چگونه آن را ارائه کنید. این ارائه باید یک پیشنهاد غیر قابل مقاومت باشد – چیزی که مشتری نمیتواند بگوید نه.

 

هنگامی که محصول خود را به عنوان یک پیشنهاد معرفی می کنید، چند گام واضح برای این کار وجود دارد.

اول، شما باید چشم انداز خود را نسبت به آنچه ارائه می دهید مشخص کنید.(هدف از ارائه پیشنهاد)

ثانیا، شما باید به طور کامل روشن کنید که پیشنهاد شما چه کاری می تواند برای مخاطب انجام دهد.

و در نهایت، شما باید به درستی آن را قیمت گذاری کنید.

 

تا اینجا بسیار ساده است و اکثر شرکت ها آن را بدون مشکل انجام می دهند.

 

با این حال، صاحبان کسب و کار و بازاریابان اغلب یک اشتباه مهم را مرتکب می شوند …

 

آنها بیش از حد بر این موضوع تمرکز می کنند که مصرف کنندگان باید محصول آنها را  بخواهند.

 

این موضوع می تواند مشکلاتی را ایجاد کند. بطور مثال، آنها در رویکرد بازاریابی خود، یک رویکرد تقریبا تهاجمی را دنبال می کنند.

 

بنابراین ، این حالت تهاجمی اغلب می تواند موجب عقب نشینی مخاطب شود. مشتریان ممکن است احساس کنند شما سعی می کنید محصولاتتان را قالب کنید.

 

هیچکس دوست ندارد به دیگران اعتماد کند در عوض، مردم تصمیم می گیرند خریدشان را  کاملا از روی خواسته های خود و براساس نیاز خود انجام دهند نه پیشنهاد اجباری ارائه دهندگان محصول.

 

آنها می خواهند موارد نیاز خود را از محصولات ارائه شده شما به انتخاب خودشان خرید کنند نه از روی اجبار شما.

 

پس ، چگونه میتوانید یک پیشنهاد غیر قابل مقاومت یا پیشنهاد رد نشدنی ایجاد کنید؟

اول، شما نیاز به درک این نکته دارید که شما و مشتریان چه نقشی در این میان بازی می کنید .

کار شما این است که یک پیشنهاد غیرقابل مقاومت ایجاد کنید، آن را در مقابل مخاطبان هدف قرار دهید و آن را در بهترین حالت ارائه دهید.

از سوی دیگر، کار آنها بسیار ساده است. آنها فقط باید پیشنهاد را قبول یا رد کنند.

 

نکته کلیدی در اینجا این است که چیزی که مشتریان می خواهند برای خرید ارائه دهید. این به این معنی است که پیشنهاد باید مربوط به افرادی باشد که مخاطب واقعی و درست شما هستند، این پیشنهاد شما برای آنها ارزشمند است و هدف و کارآئی آن نیز برای مشتری مشخص است.

 

اگر تمرکز خود را صرفا بر روی محصول خود قرار دهید و نه آنچه که می توانید برای مشتری نهایی انجام دهید، آن وقت یک فروشنده ی محض به نظر می رسید.

 

در این حالت پیام فروش شما ناکارآمد خواهد بود و چنین به نظر خواهد آمد که شما از فروش محصول خود ناامید شده و محصول روی دست شما باد کرده و از طرفی دو حس عدم سودآوری و از دست دادن مشتری شما را اذیت خواهد کرد.

 

به جای تمرکز کردن روی محصول ، باید چهار عنصر کلیدی را در هنگام ایجاد یک پیشنهاد رد نشدنی ترکیب کنید:

 

کلید # 1 – آن را فوق العاده ارزشمند کنید.

irresistible offer, irresistible offer meaning, compelling offer, example of irresistible offer, irresistible offer amazon, crafting your offer, irresistible marketing offer

من ممکن است کسی دیگر را بجای خودم جایگزین کنم، اما باید تاکید کنم که مشتریان کسب و کار قابل جایگزینی نیستند و نیروی حیاتی هر کسب و کار هستند.

 

به عبارت دیگر، هنگام ارائه پیشنهادات خود، ابتدا باید مشتریان را مد نظر قرار دهید.

 

این به این معنی است که باید توجه شما به مزایایی که مشتریان از استفاده از محصول شما دریافت می کنند باشد.

 

اگر شما یک بازاریاب بزرگ هستید، احتمالا می توانید یک محصول بی فایده را از طریق قدرت های متقاعدسازی به فروش برسانید.

 

اما این مهم نیست …  اگر می خواهید یک کسب و کار سودآور و پایدار ایجاد کنید اصلا مهم نیست.

 

شما می توانید تعداد کمی فروش را با استفاده از ترفندهای بازاریابی و تکنیکهای تقلبی دریافت کنید …

 

اما برای ایجاد جریان درآمد تکراری، شما باید پیشنهاداتی را ارائه دهید که برای مشتریان بسیار سودمند است.

 

سخت است که یک کسب و کار جامع با محصولات جهانی ایجاد کنید ، اما محصول شما هیچ ارزشی را به مشتری ارائه ندهد.

 

از طرفی دیگر حتی اگر محصول عالی باشد، به این معنا نیست که به خوبی فروش خواهد رفت.

 

آنچه شما باید از خودتان بپرسید این است که محصول شما چه تاثیری بر زندگی آینده مشتری خواهد داشت.

 

آیا این محصول یک مشکل واقعی را حل می کند؟ آیا نیازهای موجود در بازار هدف شما را برآورده می کند؟

 

آیا می تواند به آنها کمک کند تا به اهدافشان نزدیکتر شوند؟ آیا محصول من همان چیزی است که آنها در موردش پرشور هستند؟

 

اگر شما نمی توانید پاسخ مثبت به هر یک از این سوالات دهید، پس شما باید به مرحله طراحی محصول بروید.

 

محصول یا خدمات باید با خواسته ها، نیازها و علاقه مندی های مخاطبان مورد نظر شما منطبق باشد.

 

به یاد داشته باشید، آنچه که شما در صدد فروش آن هستید، باید مناسب با افرادی باشد که میخواهید به آنها بفروشید.

 

کلید 2 – آنچه که مخاطبان شما می خواهند، به آنها بدهید، نه چیزی که شما فکر می کنید آنها نیاز دارند.

این یک اشتباه دیگری است که بازاریابان اغلب انجام می دهند. آنها محصولی را ارائه میدهند که خودشان معتقدند مورد نیاز بازار هدف است.

 

این اشتباه به این دلیل صورت می گیرد که ارائه دهندگان محصول سیگنال های مناسبی از بازار هدف دریافت نمی کنند. تحقیقات جامع بازار می تواند به شما دقیقا همان چیزی را که مخاطبان هدف شما می خواهند بگوید.

 

پس چرا سعی می کنی چرخ را بازتولید کنی؟ ساده ترین راه این است که آنچه که قبلا مشتریان می خواستند به آنها بدهید.

irresistible offer, irresistible offer meaning, compelling offer, example of irresistible offer, irresistible offer amazon, crafting your offer, irresistible marketing offer

 

در این صورت لازم نیست بخواهید با تلاش و کوشش آنها را متقاعد کنید که خرید انجام دهند. اگر آنها محصول شما را می خواهند، و شما آن را دارید، آنها آن را خریداری می کنند. ساده است.

 

اینجا نکته ای وجود دارد و آن اینکه که ما معمولا توجه خاصی به نیازهای مان نداریم. درحالیکه این تنها چیزی است که ما باید انجام دهیم. و اغلب اوقات، آن را خیلی ناشیانه انجام می دهیم.

 

از سوی دیگر، ما با شور و شوق به سمت چیزهایی که میخواهیم میرویم. در حالیکه خواست ما با نیاز ما متفاوت است. ولی ، این به این معنی نیست که شما نیاز مشتریان خود را نادیده بگیرید. بلکه به این معنی است که شما باید پیشنهاد خاص خود را در یک روش خاص ارائه کنید.

 

شما ابتدا می خواهید با احساسات مخاطب بازی کنید – با برجسته کردن تغییرات مثبتی که محصول شما می تواند به زندگی یا کسب و کار مشتری وارد کند.

 

سپس، تنها پس از آنکه خواسته های مشتری را هدف قرار داده اید، باید منطقی ارائه کنید که چرا آنها نیاز به راه حل شما دارند.

 

به عنوان مثال، کسب درآمد اینترنتی را نشان دهید. بگوئید که شما یک محصول اطلاعاتی ارائه می دهید که به مخاطب آموزش می دهد که چگونه بتوانند از بازاریابی دیجیتالی استفاده کنند و یک کسب و کار سودآور ایجاد کنند.

 

شما باید توصیفی دقیق از زندگی آنها پس از استفاده از محصول تان را به مخاطب تصویرسازی کنید،یعنی نحوه زندگی آنها زمانی که آنها کسب و کار رویایی خود را ساخته اند.

 

زندگی مشتریان پس از استفاده از محصول شما طوری تصویرسازی میشود که آنها تصور کنند که در ساحل عجیب و غریب نشسته اند، یک کوکتل مینوشند، فقط دو تا سه ساعت در روز کار می کنند، رانندگی می کنند و …

 

پس از آن، می توانید دلایل منطقی خرید را مانند ثبات مالی و فرصت ایجاد یک جریان درآمد تکراری فهرست کنید.

 

کلید # 3 – پیشنهاد خود را در زمان درستی ارائه کنید.

 

irresistible offer, irresistible offer meaning, compelling offer, example of irresistible offer, irresistible offer amazon, crafting your offer, irresistible marketing offer

 

به طور معمول، کسب و کارهایی که در طول زمان طولانی به خوبی کار می کنند ، یک مجموعه محصولات مجتمع دارند.

 

به سادگی، آنها مجموعه ای از محصولات / خدمات تکمیلی می توانند ارائه دهند. به این ترتیب، آنها سودشان را به فروش یک محصول محدود نمی کنند.

 

و همچنین این فرصت را برای فروش متقابل و بالا بردن میزان آن باز می کند. با این حال ترفند صحیح این است که پیشنهادات درست را در زمان مناسب ارائه کنید.

 

در اینجا منظور من این است … در مراحل مختلف قیف فروش شما، منجر به سطوح مختلف آگاهی و علاقه می شود.

 

شما نمیتوانید انتظار داشته باشید که محصولی با قیمت بالا را ، به کسی که فقط به لیست ایمیلی شما مشترک شده است ، بفروشید.

 

منظورم این است که شما قطعا می توانید آن را امتحان کنید، اما تبدیل شما به این اندازه چشمگیر نخواهد بود.

بالاخره ، شما باید پیشنهاد را با تراز موقعیتی مخاطب ، مطابقت دهید.

 

در بالای قیف، به طور معمول محصولات ارزشمند، ارزان قیمت (و یا رایگان) ارائه می شود.

 

در ادامه ، پیشنهادات مناسب بر اساس سطح موقعیتی افراد لیست ایمیلی بیان شده است، شما می توانید برای آنها از محصولات مختلف خود ارائه دهید.

 

اگر پیشنهادات شما و سطح تراز موقعیتی مخاطب هم تراز شوند، نرخ تبدیل بسیار بالاتر خواهید داشت.

 

علاوه بر این، بسیار مهم است که با آنچه که در صنعت شما اتفاق می افتد، به روز باشید.

 

شما باید روند را دنبال کنید تا بفهمید چه چیزی در هر لحظه مورد نیاز است.

 

چرا که شما باید به مخاطبان خود  آنچه آنها در حال حاضر می خواهند ارائه کنید و نه چیزی که آنها دیروز می خواستند یا فردا می خواهند.

 

بنابراین، به ضربان قلب بازار هدف خود گوش دهید. و به یاد داشته باشید که پیشنهادات شما نباید ثابت و برای همه مخاطبین یکسان تنظیم شود.

 

شما همیشه می توانید آن ها را به درستی تنظیم کنید تا آنچه مشتریان در حال حاضر می خواهند خریداری کنند.

 

کلید # 4 – ارائه پیشنهادات “تازه”

 

اولا مهم است که تمایز بین یک محصول و یک پیشنهاد را تعیین کنیم.

 

شما می توانید یک محصول را برای چند دهه با قیمت ثابت ارائه کنید ولی پیشنهادات متنوع مختلفی از آن محصول را به عنوان آفر رد نشدنی به مخاطب ارائه کنید.

 

شما می توانید جزئیات پیشنهاد غیر قابل مقاومت خود را در هر زمان خاص تغییر دهید. شما در هیچ زمینه ای محدود نیستید و، در واقع، شما باید فقط آن را هر زمان و هر موقعیت انجام دهید. شما باید چیزها را تازه و جالب نگه دارید.

 

شما می خواهید پیشنهاد شما به عنوان چیزی جدید و هیجان انگیز باشد. همه ما عاشق چیزهای جدید هستیم، این در روان ماست.

 

موضوعات جدید و محصولات تازه خیلی بهتر از چیزهای قدیمی و خسته کننده به نظر می رسند.

 

اصلاح پیشنهادات شما تاثیر مشابهی روی مشتریان شما خواهد داشت. این موضوع علاقه مخاطب را صرفا به خاطر آن چیز جدید تحریک می کند.

 

علاوه بر این، اگر پیشنهاد شما بهتر از چیزی که قبلا ارائه کرده اید باشد ، علاقه مخاطب حتی بیشتر می شود.

 

البته ، شما مجبور نیستید خودتان را عذاب دهید تا هر ماه چیزی جدید و اصیل بیابید.

 

در حقیقت، آنچه شما می توانید انجام دهید این است که به سادگی محدودیت پیشنهاد رد نشدنی خود را از بین ببرید.

 

انجام این کار فوق العاده آسان  است، و واقعا هیچ هزینه ای برای شما ندارد.

 

به جای داشتن یک تبلیغ خسته کننده مانند “محصول ما را با 99 هزار تومان بخرید”، شما می توانید فوریت را اضافه کنید تا آن را جذاب تر کنید.

 

به عنوان مثال، می توانید بگویید “تا آخر شب امروز محصول ما را با 99 هزار تومان خریداری کنید و از حمل و نقل رایگان لذت ببرید!”

 

به نظر می رسد ناگهانی بودن پیشنهاد جذابیت خیلی بیشتری داشته باشد، آیا اینطور نیست؟

 

همچنین شما می توانید تعداد پیشنهادات موجود را محدود کنید. این کار برای خدمات نیز انجام می شود، نه فقط محصولات فیزیکی.

 

به عنوان مثال، شما می توانید یک جلسه مربیگری با تخفیف ویژه برای 10 نفر که اعمال می کنید، ارائه دهید.

 

این عمل به مخاطب شما انگیزه اضافی میدهد تا همین الان اقدام نماید. اگر آنها این کار را نکنند، ممکن است یک معامله بزرگ را از دست بدهید.

 

سخن پایانی

 

به یاد داشته باشید،وظیفه شما ساختن و ارائه یک پیشنهاد غیر قابل مقاومت است. وظیفه مشتری شما این است که بله یا نه به آن بگوید.

 

در این راستا، شما می خواهید همه چیز را با قدرت بگوئید تا آنها را قانع کنید.

اما، نه با قالب کردن محصولات به مشتریان. در عوض، شما باید پیشنهاد رد نشدنی به آنها ارائه دهید.

 

در زمان تبلیغ نویسی برای ساختن پیشنهاد رد نشدنی بر مزایای پیشنهاد رد نشدنی تکیه خواهید کرد. و آنها را هر وقت که خواستند، به آنها بده.

 

سعی نکنید مسئله جدیدی را مطرح کنید. به آنچه که مخاطبان هدف شما می گویند گوش دهید و پیشنهادات خود را مطابق با آن تنظیم کنید.

 

 

 

 

 

صفحه درباره ما

چگونه یک صفحه ((درباره ما ))شگفت انگیز بنویسیم؟ تاکتیکهای عملی از یک تبلیغ نویس حرفه ای

تاکتیک های عملی از یک تبلیغ نویس حرفه ای

 

صاحبان کسب و کار به این زن مبلغ 1500 تا 9500 دلار پرداخت می کنند تا برای آنها یک صفحه ((در باره ما )) حرفه ای بنویسد.

اسم این خانم ماریان شمبری هست. او یک تبلیغ نویس متخصص نوشتن صفحه درباره ما است.

به نظر می رسد حداقل 1500 دلار فقط برای نوشتن یک صفحه درباره ما مبلغ بسیار بزرگی است. پس چگونه ماریان میتواند برای این کار به ظاهر کوچک این مبلغ بزرگ را دریافت کند؟

مسلما این کار رازهای بزرگی را در دل خود نهان دارد.

اما ایشان انسان دست و دل بازی هست و من او را به یک مهمانی کیک و ژله دعوت می کنم و تمام رازهای این کار بزرگ را در یک جلسه بطور عملی و کاربردی از ایشان دریافت می کنم.

ماریان شروع به صحبت کردن می کند:

برای یک صفحه بدون پیشنهاد فروش واضح (برخلاف صفحات فروش محصول با معیارهای تبدیل آشکار) شاید منطقی نباشد که زمان زیادی را برای نوشتن آن صرف کنیم.

به همین دلیل اکثر افراد برای نوشتن این گونه صفحات معمولا زمان زیادی را صرف نمی کنند. در حالیکه باید به این صفحه اهمیت بسیار بیشتری بدهیم.

البته صرف زمان زیاد بدون داشتن تاکتیک های این کار هم زیاد منطقی نیست و باید با علم به این تاکتیک ها اقدام به نوشتن صفحه درباره ما کرد.

 

image

 

اما نگران نباشید ، من بدون اینکه 1500 دلار از شما بگیرم راهکار عملی چگونگی نوشتن یک صفحه درباره ما هدفمند و حرفه ای را دقیقا به شما خواهم گفت. اما ابتدا باید دو نکته مهم را بدانید:

 

  1. صفحه درباره ما وب سایت شما غالبا یکی از صفحات پربازدید وب سایت شماست.
  2. داستان پیدایش وب سایت یا کسب و کار شما یکی از محتواهایی است که مخاطب بعد از خروج از سایت شما معمولا تا مدتها در ذهن او باقی مانده است.

 

سازمانهای تازه کار که به منظور سودآوری هرچه بیشتر به وجود آمده اند 1500 دلار به من پرداخت نمی کنند که بگویند یک صفحه درباره ما برای ما بدون هدف بنویس.

بلکه آنچه باعث میشود آنها این مبلغ را به من پرداخت کنند این است که :

  • داستانی در مورد شکل گیری و پیدایش کسب و کار آنها بنویسم که هر خواننده ای با دیدن آن گوشی تلفن را برداشته و با آنها تماس بگیرند.
  • پیشنهادی برای هرخواننده ایجاد کنم تا با خواندن متن صفحه در سایت ثبت نام کنند و از مخاطبین همیشگی وبسایت شوند.
  • آفری برای مشتریان ایجاد کنم که قبل از اینکه محصولی تولید شده و به منظور فروش در سایت قرار گیرد ، مشتریانی در صف خرید آن باشند.

 

image

 

خب . بگذارید ببینیم چطوری این کار را انجام میدهم:

مرحله اول – فهمیدن این نکته که صفحه درباره ما وب سایت شما دومین صفحه پربازدید بعد از صفحه اصلی شماست.

 

این گزارش را از گزارش تجزیه و تحلیل یک وبسایت در نظر بگیرید.

image

با وجود اینکه یک صفحه درباره ما وحشتناکی دارد ولی معمولا مخاطب میانگین 2 دقیقه و 3 ثانیه در آن توقف می کنند. هرچند که بیش از 3 پاراگراف متن در آن ارائه نشده است.

 

این واقعیت نشان میدهد که واقعا آنچه در این صفحه ارائه میشود برای مخاطب مهم است و این صفحه جایی است که نباید به بطالت از آن بگذریم.

 

در آمار بالا با وجود اینکه مدیر وب سایت احتمالا وقت زیادی را برای طراحی این صفحه صرف کرده ولی فرصتهای حیاتی زیادی را برای کشاندن مخاطب به نقطه فروش یا اقدامی خاص از دست داده است.

امیدوارم شما این صفحه سایت تان را نادیده نگیرید.

 

مرحله دوم  – فهمیدن این نکته که صفحه درباره ما اغلب بالاترین نرخ خروج کسب و کار را به خود اختصاص میدهد.

 

نرخ خروج = درصد بازدید کنندگانی که بعد از بازدید تنها یک صفحه از وبسایت آن را ترک می کنند.

 

 

image

 

تصور کنید…

بازدید کننده جدیدی از طریق تبلیغات فیسبوک یا موتور جستجوی گوگل ویا یک پست مهمان وارد سایت شما شده است که یک بازدید کننده سردی است. تبریک!

این بازدید کننده یا بلافاصله سایت شما را ترک می کند یا به صفحه درباره ما وب سایت شما مراجعه می کند.

دوست من ، در صورتی که این بازدید کننده به صفحه درباره ما  مراجعه کند،این یعنی یک بیان روشن و واضح که :

من به زمینه کاری شما علاقه مندم …اطلاعات بیشتر بده.

 

شما علاقه مخاطب را هدف قرار داده و شکار کرده اید و حالا وظیفه صفحه درباره ما سایت شماست که او را نگهدارد.

مشکل این جاست که اکثر صاحبان سایت ، محتوای این صفحه را از bio اشخاص دیگری از سایت لینکدین یا سایر سایتها کپی پیست می کنند.

نتیجه این کار این است که شما به خواننده جدید که به صفحه درباره ما مراجعه کرده میگوئید:

متاسفم چیز جدیدی وجود ندارد.

و به جای آنکه مخاطب جدید به سایر قسمتهای وب سایت شما سر بزند خیلی راحت دکمه X بالای سایت را کلیک کرده و به سراغ یک سایت دیگر می رود.

 

مرحله سوم – درک این موضوع که صفحه درباره ما وب سایت شما باید مخاطب را به قسمتهایی برنامه ریزی شده هدایت کند:

 

فرض کنید صفحه درباره ما سایت شما یک ایستگاه قطاری است با جمعیت پرشور و علاقه که هرکدام از آنها برنامه سفری متفاوت دارند.

این بازدید کنندگان یک چیز مشترک دارند:

همه آنها میخواهند به یک مقصدی برسند.

 

کار صفحه درباره ما این است که به آنها نشان دهد که چگونه این کار را انجام دهند.

 

 

image

 

آقای صفحه درباره ما ، بابت راهنمائیتون از شما متشکریم.

 

متاسفانه اغلب افراد در مورد صفحه درباره ما چنان عمل میکنند ، انگار که یک ایستگاه قطار متروکه ایست با یک دریچه باریک بلیط فروشی ، که به مسافران فرود آمده در آنجا اعلام میکند :

در یک ایستگاه اشتباهی هستید و باید به ایستگاه بعدی بروید.

 

image

 

آقای صفحه درباره ما افسرده است و به درد هیچ چیزی نمی خورد.

 

همانطوری که می بینید یک صفحه درباره ما عالی میتواند عامل تبدیل یک بازدید کننده سرد به یک بازدید کننده وفادار باشد.

پس با این اطلاعات حالا چگونه میتوانیم صفحه درباره ما کلیشه ای و ناکارآمد شما را به یک صفحه جذابی تبدیل کنیم که محل جولان اصحاب رسانه و طرفداران وفادار و افراد مورد نظر شما باشد. باید بدانیم که ساختار موثر یک صفحه درباره ما جذاب چیست؟

 

مرحله چهارم – فهمیدن این نکته که ساختار جذاب یک صفحه درباره ما کارآمد چیست؟

 

اساسا صفحه درباره ما دو وظیفه مهم دارد:
(1.) مخاطبان جدید را هیجان زده کند تا شما را پیدا کنند.
(2.) مخاطبان را به مکان مناسب از سایت هدایت کند.

میلیونها راه خلاقانه برای قالببندی صفحه درباره ما شما وجود دارد، اما چند بخش مهم برای هر صفحه درباره ما باید درنظر گرفته شود که میخواهم در این قسمت لیست کنم :

  • یک عنوان یا زیر عنوان ارزشمند
  • یک تصویر سازی رویایی
  • وجه تمایز شما از رقبا
  • یک داستان
  • پیشنهاد برترینهای سایت
  • دعوت به اقدام عملی

من این مدل را دوست دارم، اما شما می توانید موارد بالا را ترکیب کنید و با شرایط کسب و کار خود مطابقت دهید به نحوی که برای منظور شما کارآمد باشد. این “ساختار اختصاصی صفحه درباره ما” شامل همه چیزهایی است که من در پروژه های صفحه درباره ما که میخواهم بنویسم اعمال می کنم و هزینه آن را تا 9،500 دلار برآورد می کنم  … توجه کنید و یادداشت کنید!

 

image

 

بیایید هر بخش آن را بصورت تک به تک بررسی کنیم و سپس از چند نمونه استفاده کنیم.

 

قسمت های مختلف یک صفحه درباره ما

 

بخش 1) عنوان یا زیر عنوان ارزشمند:

گزینه پیشنهاد ارزشمند فقط یک روش فانتزی برای پاسخ دادن به این سوال است: چه چیزی از کسب و کار شما منحصر به فرد و مطلوب است؟

آره خودشه.

این پاسخ معمولا فقط یک یا دو جمله است و به عنوان یک تیتر مقدماتی عالی عمل می کند. هنگامی که از این عنوان در صفحه درباره ما خود استفاده می کنید، دیگر از عنوان (کلیشه ای عمومی) اجتناب کنید: “درباره ما”.

 

این عنوان شما نیازی به جذاب بودن یا عجیب و غریب بودن  ندارد. فقط باید گویای آنچه شما انجام می دهید، چگونه متفاوت از رقبا هستید و چرا مخاطب باید به خواندن محتوای شما ادامه دهند ، باشد.

 

چند مثال از عنوان ارزشمند:

“مربیگری برای افراد افسرده” (لیز گودچیلد)
“بازار خرید و فروش کالاهای منحصر به فرد” (Etsy)
“ابزارهای ترافیکی وب سایت ” (Sumome)
“محل داد و ستد” (Thumbtack)

من معمولا برای هر صفحه ای که میخواهم بنویسم، حداقل 25 عنوان ریشه ای انتخاب می کنم. و جالب اینکه این  کار آخرین کار من برای نوشتن صفحه درباره ما است.

من بهترین داستان ها را در طول فرایند نوشتن در ذهن خود پرورش میدهم و پس از نوشتن بقیه صفحه، چیزی روشن و منحصر به فرد به وجود می آورم.

ولی این روشی است که برای من مناسب و کارساز است. ممکن است شما تغییراتی در این روش نسبت به شخصیت حقیقی خود و یا در خور کسب و کار خود ایجاد کنید.

 

بخش 2.) یک تصویرسازی رویایی:

 

image

 

 

زمانی که مخاطب شما خرید می کند / آموزش شما را دریافت می کند / مشترک سایت شما میشود چه تفاوتی در زندگی مخاطب ایجاد خواهد شد؟ این زندگی را به چه چیزی تشبیه می کنید؟

به احتمال زیاد در صفحات فروش خود از این تاکتیک با کلماتی مانند زیر استفاده کرده اید، “تصور کنید اگر …

مثلا:

تصور کنید اگر شما می توانستید سگ خود را در هر نقطه رها سازید، بدون آنکه مزاحمتی به پیرزنان در خیابان ایجاد نماید.
تصور کنید که سرکار رفتن صبحگاهی به شکل اعجاب انگیزی به عنوان صبح کریسمس احساس شود.
تصور کنید که بصورت تمام وقت با فروش جواهرات خود در نمایشگاه های رنسانس کسب درآمد کنید.

 

در این صفحه نیازی نیست با کلمه “تصور کنید” شروع کنید، اما این اشاره به صفحات فروش احتمالا تمرین مفیدی است. شما می توانید چند کلمه اول را بعد از پایان کار برش دهید:

سگ خود را در هر نقطه از خیابان ، بدون نگرانی از پیرزنان رها سازید.
سرکار رفتن صبحگاهی را به شکل اعجاب انگیزی به عنوان صبح کریسمس احساس کنید.
بصورت تمام وقت با فروش جواهرات خود در نمایشگاه های رنسانس کسب درآمد کنید.
حالا یک پاراگراف کوتاه، شامل نقاط درد مخاطب ، بنویسید تا آن ایده بزرگ را اصلاح کنید.

 

برای مثال

((وقتی اوایل فیدو رو میبردی خونه فکر میکردی اونو همه جا می‌بری روی پاهات میشینه در حین کار کردن و یا در امتداد ساحل میدوه ولی تموم این رویاهات با به یاد آوردن این که فیدو رو نمیتونی جایی ببری زیرا که به هر کسی که میبینه پارس میکنه از بین رفت .

همیشه وقتی یاد اون بار که تمام قهوه رو روی لپ‌تاپ ریخت و میز پاسیو رو خراشید میوفتی فکت منقبض میشه .
داستان بالا بهتر از این است که صفحه درباره ما را با این مضمون راه اندازی کنی :

من تربیت کننده ی سگ با ۱۲سال سابقه در مدرسه هاروارد در زمینه پارس سگ ها هستم. در قبال ۵۰دلار به شما در تربیت سگ هایتان کمک میکنم.

لطفا با من تماس بگیرید))

 

بخش 3.) – تفاوت یا وجه تمایز:

 

image

 

من یک بار یک مشتری داشتم، وقتی از او پرسیدم که کسب و کار شما چه چیزی متفاوت از سایر فروشگاههای یوگا عرضه می کند؟ گفت: “خب، من شروع به کسب و کار کردم مثل سایر فروشگاه های پوشاک یوگا”.

ابروهای خود را بالا بردم و از او پرسیدم «واقعا؟ چرا داری کار می کنی؟ چرا باید کسب و کاری شروع کنید که در 1000 جای مختلف دیگر به همان شکل وجود دارد؟ ”

“خب، من فرآیند خرید را دوست دارم. و بسیاری از این فروشگاه ها می گویند که آنها محصولات ارگانیک عرضه می کنند اما این کار را نمی کنند. به نظر می رسد که اکثر آنها محصولات بهداشتی با قیمت بالائی را به فروش می رسانند که واقعا برای شما بد است. ”

 

حالا به یک نقطه دیگری میرویم.

من کپی رایتینگ را به یک دلیل شخصی شروع کردم؛ زیرا در هنگام کار فنی ، از سردرگمی که داشتم تنفر داشتم. من متنفر بودم که این افراد با تکنولوژی “نوآورانه” در وب سایت هایشان ایمنی ایجاد کردند، ولی در صحبتهای خود از برند شخصی افراد مربوط به شرکت استفاده می کردند. به همین دلیل، در صفحه درباره من، یک داستان در مورد زمانی نوشتم که یک رئیس قدیمی به من گفت، “ارزش برند وابسته به شخص نیست.”

 

از آنجا که من این داستان را به اشتراک می گذارم تقریبا هر مشتری جدید آن را در طول جلسه اول مان یادآوری می کنند. هر یک از آنها از من میخواهند تا داستان عاطفی خود را نیز اضافه کنند.

 

این تاکتیک در هر صنعتی کارآیی دارد.

کسی که بعنوان تمیز کننده منازل شما فعالیت می کند؟ ممکن است تمیز کردن با محصولات خانگی و دست ساز خودش وجه تمایز او با سایر رقبا باشد.
مربی سگ؟ می تواند دانش گسترده ای از زبان بدن سگ داشته باشد و همین مورد یک وجه تمایز با سایر رقبا باشد.
طراح جواهر نمایشگاه مناسبتی؟ ممکن است ترکیبی از مدلهای جدید و قدیمی را در هم آمیخته و وجه تمایزی برای خود ایجادنماید.

 

ما همه تجربه هایی داریم که باعث می شود ما را به نحوی واجد شرایط کاری خاص قرار داده و بتوانیم آن را به نحوی خاص انجام دهیم. صفحه درباره ما جایی است که آن تمایز را به اشتراک بگذارید.

پیش نویس این بخش با پرسیدن این سوال از خودتان شروع می شود: “چه چیزی از شما در مورد زمینه کاریتان متفاوت از رقبایتان هست؟”

یک عکاس ممکن است بگوید: “از اینکه همه فکر می کنند پسر عمویشان هم می تواند یک عروسی را عکاسی کند، متنفرم. در حالیکه تنها برای نشان دادن احساسات یک فرد در چشم او در یک عکس ، مجموعه بزرگی  از تجهیزات گران قیمت و چندین سال آموزش لازم است.”

یک پیشنهاد. چرا چیزی شبیه به این ننویسیم:

“بعد از 10 سال تجربه و صرف 10،000 دلار هزینه تجهیزات، من بیشتر از اینکه عکاس عروسی باشم عکاس خبری  هستم. بر خلاف پسر عموی شما ، من لحظاتی را شکار می کنم که اکثر آماتورها هرگز فکرش را هم  نمی کنند. این ها لحظاتی است که از همین حالا تا 50 سال آینده در کنار شما ماندگار خواهند بود همچنانکه در کنار مادربزرگ های شما در فضای خانه شما آویزان هستند. ”


در اینجا چند سؤال دیگر برای کمک به طوفان مغزی شما ارائه میشود:

رویکرد شما چگونه متفاوت از رقبای شماست؟
شما چه پیشنهادی برای مخاطب دارید که رقبا ندارند؟
چه چیزی در کسب و کار شما دیوانه کننده است؟
چه بخشی از کسب و کارتان را  می خواهید تغییر دهید؟
چرا کسب و کار خود را شروع کردید به جای اینکه برای شخص دیگری کار کنید؟

 

بخش 4.) داستان

 

 

image

 

اکنون (و فقط اکنون ) زمانی است که ما بیشتر درباره خودمان صحبت میکنیم. درباره مأموریت خود، تاریخ و نحوه شروع کار، جوایز و یا داستان شخصی خود صحبت می کنیم.

به اعتقاد من این جا قسمتی است که میتواند بسیار آسیب پذیر باشد،توجه دارید که “شما و کسب و کار شما برای هیچکس اهمیتی ندارد، مخاطبان تنها به خودشان اهمیت می دهند” ، پس نباید داستان خود را مانند یک ربات تعریف کنید. بلکه باید به عنوان انسان، به طور مداوم برای برقراری ارتباط با مخاطب در داستان خود هم تلاش لازم را داشته باشید.

بهتر است این طور بگوییم که در این قسمت شما میخواهید دوباره به اوایل کار خود برگردید، اما وضعیت کسب و کار خود را به یک سطح کاملا جدید رساندهاید.

دو حالت زیر را در نظر بگیرید:

1.) حالت اول حالتی است که شما مانند یک دونده ماراتن در طول عمر کسب و کار خود دائما در حال تلاش و کوشش هستید.

2.) حالت دوم حالتی است که با استفاده از یک مربی و برنامه های روتین آن به نتیجه ای برسید که در حال حاضر میخواهید برای آن داستانی تعریف کنید.

 

تاکنون من از موفقیتهای هیچکدام از حالتهای فوق حرفی به میان نیاورده ام. ولی شما به عنوان مخاطب مسلما حالت اول را انتخاب می کنید. اینطور نیست؟

اگر داستان شما بیشتر حالت شخصی داشته باشد بازدید کنندگان بیشتری را جذب خواهید کرد و به تبع آن مشتریان خوبی خواهید داشت.

 

برای کمک به نوشتن این بخش از صفحه درباره ما، از این دستورات استفاده کنید:

چرا میخواهی کمک کنی؟
چگونه در این صنعت / پروژه / موضوع شروع به کار کردید؟
آیا قبلا این مشکل را تجربه کرده اید؟
مشتریان همیشه چه پرسش هایی را از شما می پرسند؟
نکته: تحت هیچ شرایطی تحت هیچ شرایطی این قسمت را از زبان شخص سوم ننویسید. فقط از واژه های “من” یا “ما” استفاده کنید.

 

بخش 5.) – پیشنهاد برترینهای سایت:

 

به آخرین باری که شما کسب و کار آنلاین جدیدی را پیدا کردید فکر کنید…

شاید به دنبال پیدا کردن یک محتوائی در گوگل ، نهایتا با فرد یا کسب و کاری آشنا شدید که یک محتوای آموزشی از آن دانلود کرده و به دنبال آن به صفحه درباره ما آن مراجعه می کنید.

ضفحه درباره ما او درباره داستان و تجربه او صحبت می کند و به دنبال راهی آسان برای جذب مخاطب برای محتوای ارائه شده خود در سایت و خدمات خود است. او محبوب ترین فیلم های آموزشی خود، یک برنامه رایگان آموزشی و یک مرور سریع از برنامه آموزش آنلاین خود را به این صفحه پیوند داده است.

شما بر روی “باز کردن در تب جدید” کلیک می کنید.

صفحه درباره ما شما باید احساسی در مخاطب ایجاد کند تا ناخودآگاه در سایت بماند.

بخش پیشنهاد این صفحه جدولی از محتواهایی است که به مخاطبان جدید شما کمک می کند تا در مورد شما و کسب و کارتان بیشتر بدانند در حالی که همچنین بزرگترین مشکلات خود را حل می کنند.

 

این بخش باید شامل موارد زیر باشد:

یک دکمه لینک شده به 3 سرویس برتر شما.
لیستی از پست های محبوب وبلاگ.
تصاویر لینک شده به محصولات پرفروش شما.
رویدادهای آینده

 

قبل از اینکه غرق موضوع شوید، از خودتان بپرسید: «می خواهید که خوانندگان پس از خواندن صفحه درباره ما شما چه کاری انجام دهند؟»

برای شرکت من، من می خواهم مردم آفر پیشنهادی را بررسی کنند؛ زیرا این نقطه ورود خوبی برای مشتریان وفادار است.

مشتری یوگا می خواهد مخاطبان جدید خرید کنند، بنابراین باید عکس ها و پیوندهایی به محصولات برتر در سایت خود داشته باشد.

خوب است چند پیشنهاد را در اینجا ذکر کنیم. مشتری یوگا همچنین لینک هایی را برای پست های مهم وبلاگ خود به اشتراک می گذارد که خوانندگان آن ها کاملا آماده خرید شوند. در این صفحه برخلاف یک صفحه فروش، شما می توانید چند گزینه متفاوت برای خوانندگان داشته باشید. اگر این کار را بکنید، آنها همه آنها را بازدید می کنند.

 

بخش 6.) دعوت به اقدام عملی:

علاوه بر عالیترین پیشنهادات شما، باید با یک دعوت به اقدام عملی پایان دهید. در حالت ایده آل، این کار با یک فرم اشتراک ایمیل صورت می گیرد.

من یک پنجره پاپ آپ، با قابلیت گرفتن ایمیل و امکان تائید ایمیل را در قسمتهای مختلف سایت در اختیار مخاطب قرار می دهم، اما اهمیت زیادی به لیست مربوط به فرم موجود در صفحه درباره ما سایت قائل هستم .

چرا؟

زیرا که افراد این لیست سوپر گرم هستند ، و من معتقدم که این لیست ارزش فوق العاده ای دارد و کسب و کاری موفق است که این لیست مربوط به آن ، لیست بزرگی باشد.

بنابراین اگر شما یک لیست دارید، اینجا جایگاه مناسبی برای تبلیغ آن است.

در حال حاضر شما یک صفحه درباره ما قهرمان دارید.

 

image

 

اگر صفحه درباره ما شما با فرمولهای گفته شده کامل شده باشد، یک صفحه درباره ما خواهید داشت که بطور موثر مشتریان را جذب می کند، آنها را به جائی که خودتان میخواهید هدایت می کند و ترافیک سایت شما را ارزشمند و هدفمند می سازد!

موفق باشید.

نظرات شما برای ما محترم است و موجب ارتقاء کیفیت آموزشهای ماست. هزینه استفاده از این آموزش فقط نظرات سازنده تو دوست خوب است.

 

 

 

تمرین تبلیغ نویسی

تبلیغ نویسی و 10 تمرین کاربردی و موثر برای ماهر شدن در آن (قسمت دوم)

تبلیغ نویسی و 10 تمرین کاربردی و موثر برای ماهر شدن در آن (قسمت دوم)

 

قسمت اول این آموزش را در این لینک ببینید.

تمرین کپی رایتینگ # 6: کمی غیر متعارف و نا هم جنس کار کنید

البته توجه داشته باشید که قصد ما این نیست که مخاطب را از هدف اصلی  تبلغ خود دور کنید. یعنی نباید تبلیغ خود را به خطر اندازید.

به عنوان مثال، دو نسخه از یک تبلیغ را که برای توضیح دادن این نکته که “چگونه تبلیغات خود را برجسته کنید” ملاحظه کنید. “هر دوی این تبلیغ ها سعی برای توضیح همان مطلب دارد. اما یکی از آنها کارائی بسیار بهتری نسبت به دیگری دارد:

نسخه اول : خسته کننده
“در بازاریابی شما نیاز به انتقال نقطه نظر تبلیغ خود به مخاطب هدف مورد نظر دارید. شما باید مطمئن شوید که پیام شما به مخاطب هدف رسیده و از تبلیغ بقیه رقیبان تان متفاوت است. این عملکرد را می توان با تجزیه و تحلیل رقبای موجود در صنعت خود انجام داد.

توصیه می کنیم که این تمایز را در بازاریابی خودتان ایجاد کنید. ”

این نسخه فوق العاده ساده بود و تبلیغ بسیار بدی بود تا بتواند مخاطب را مجذوب خود کند. بیایید ببینیم چگونه می توانیم کمی “غیر متعارف کار کنیم ” تا آن را بهتر کنیم:

نسخه دوم : غیر متعارف
“اگر تبلیغات شما دقیقا همانند تمام رقبا خسته کننده باشد، چیزی اشتباه است. بیایید این تبلیغ را برای شما تغییر دهیم.

 

حدود 20 درصد از آگهی های شما باید از این مشاوره “پنبه ای” استفاده کنند. اگر تمام آگهیهایی که در حال رقابت با آنها هستید، به همان منوال هستند، باید ترکیبی از آن را آزمایش کنید.

به عنوان مثال اگر تبلیغ یک گیم بصورت زیر باشد:

image

… سپس ممکن است یک آگهی ایجاد کنید که کاملا مخالف باشد ولی می تواند نتیجه عالی داشته باشد. به عنوان مثال، نتیجه این تبلیغ  تا 2.5 برابر بالاتر از تبلیغ عادی بوده است :

image

 

بهتر است در برخی از تبلیغات “خودتان” از “حالت غیر متعارف ” استفاده کنید، ممکن است از نتایج آن ترس داشته باشید.


خب حالا متوجه تفاوت این دو نسخه تبلیغ شدید؟ متوجه شدید که نسخه غیر متعارف تبلیغ در انتقال اطلاعات چقدر بهتر بود؟

این حالت بهتر بودن نه بخاطر خود تبلیغ بلکه بخاطر ریسکی بود که در تبلیغ نهفته بود. البته به هیچ وجه منظور من این نیست که این حالت در هر شرایطی بهترین حالت است بلکه منظورم این است که حالت غیر متعارف تبلیغ تا حد زیادی بهتر به نتیجه می رسد.

فراموش نمی کنید که قبلا متذکر شدیم که تبلیغ نویسی خوب یعنی ارسال صحیح اطلاعات از مغزی به مغز دیگر.

بار دیگر تذکر داده می شود که 10 تا 20 در صد از نوشته های شما مجاز است که از حالت غیر متعارف تبعیت کند.

 

تمرین کپی رایتینگ #7 : متن تبلیغ خود را با صدای بلند بخوانید.

 

image

گام 1: متن تبلیغ خود را بطور کامل بخوانید تا اطمینان حاصل کنید که حالت مکالمه ای دارد.

گام 2: متوجه شوید که چه چیزی از متن شما از نظر آوائی محل اشکال است … پس آن را تغییر دهید.

این روش تکان دهنده و ساده و حیرت آور موثرترین راه برای تبدیل شدن شما به یک تبلیغ نویس کارکشته در طولانی مدت است.

تبلیغ نویسان رده بالا معمولا پیام تبلیغ خود را بصورت کاملا عامیانه بیان می کنند و مخاطب در زمان رویارویی با تبلیغ آنها انگار یک پیام شخصی از آنها دریافت کرده اند.

شاید شنیده باشید که بعضیها میگویند: وقتی توی تلفن صحبت میکنم خیلی راحت موضوع خود را عنوان میکنم ولی وقتی همان پیام را بخواهم بنویسم به همان راحتی نمی توانم حق مطلب را ادا کنم. این به این دلیل است که در حالت نوشتن بصورت مکالمه ای نمی نویسند.

تمرین این قسمت این است که متن تبلیغ خود را با صدای بلند برای خود یا دیگران بخوانید. شما حتی می توانید صدای خود را بر روی گوشی خود ضبط کنید، سپس خود را بجای مخاطب فرض کنید تا اطمینان حاصل کنید که مکالمه ای با آن دارید و مانند یک ربات خسته کننده آن را ننوشتید.

 

تمرین کپی رایتینگ #8 : گذاشتن گوشی حفاظتی در گوش

می دانم ، به نظر می رسد کمی احمقانه است، اما با استفاده از همین گوشی ایمنی در هنگام نوشتن ، یکی از جادوئی ترین وسیله من برای نوشتن تبلیغ عالی است!

به معنای واقعی کلمه، داشتن این وسیله مایه داشتن یک قدرت است، زیرا من می توانم آن را در گوش خود بگذارم و بلافاصله در دنیای کوچکم باشم.

image

 

تمرین کپی رایتینگ # 9: تبدیل شدن به یک فرد دو مهارتی

حالا که ما تمام این تمرینات کپی رایت را رفته ایم، من می خواهم در مورد چیزی حتی مهمتر صحبت کنم … .. البته در موارد متعدد در تبلیغ نویسی خطرناک است.

به عنوان مثال، اگر فقط یک چیز را می دانید، فردی ” تک مهارتی” هستید. ارزش شما در جهان نسبتا کم است، زیرا شما فقط یک چیز را می دانید و محدود به دانش آن صنعت خاص می شوید.

فرد تک مهارتی = شناخت یک مهارت. ارزش = $

فرد دو مهارتی  = شناخت یک مهارت + یک مهارت مفید دیگر. ارزش = $ $

فرد سه مهارتی = شناخت یک مهارت + یک مهارت مفید دیگر + مهارت مفید دیگر . ارزش = $$$$$$

به عنوان مثال، فرض کنید کسی که یک محصول با قیمت بالا را در صنف مالی به فروش می گذارد تلاش دارد یک تبلیغ نویس پیدا کند. کدامیک از شما فکر میکنید بتوانید بیشترین تقاضا را برای او ایجاد کنید؟

image

 

بدیهی است که فرد سه مهارتی مزیت بیشتری دارد … به ویژه اگر مشتری در حال تلاش برای فروش محصولات مالی است. فرد سه مهارتی  قادر خواهد بود تا به تجربه های گوناگون (کار مشتری، روانشناسی، صنعت مالی) در نوشتن تبلیغ خود اشاره کند.

 

تمرین کپی رایتینگ # 10: تماشای فیلم های تمرینات کپی رایتینگ:

خوب دوست من، این ها تمرین های مورد علاقه من در تبلیغ نویسی هستند. امیدوارم شما هم این مقاله را به اندازه کافی مفید بدانید تا حداقل روزی یکی از این تمرینات را امتحان کنید !!

 

اگر شما هم هر گونه تمرین کپی رایتینگ سراغ دارید و احساس می کنید که شاید برای سایر دوستان مفید باشد، خواهشمندیم  به ما اطلاع دهید. من خودم عاشق تمرین کردن هستم 🙂

 

 

تمرین تبلیغ نویسی

تبلیغ نویسی و 10 تمرین کاربردی و موثر برای ماهر شدن در آن (قسمت اول)

اگر میخواهید دندانهای تبلیغ نویسی خود را تیز کنید، باید تمرین کنید.

 

وقتی اولین بار با کپی رایت آشنا شدم، هر شب تا ساعت 6 صبح، هر منبعی را که بدست میاوردم بر روی آن متمرکز می شدم و مطالعه آن را ادامه میدادم.

در آن زمان من یک روال ساده از تمرینات «کپی رایتینگ» را که در هنگام کار، خانه یا حتی رانندگی انجام می دادم بدست آوردم!

اجازه دهید برخی از تمرینات کپی رایتینگ را برای پیشرفت مهارت های تبلیغ نویسی به شما نشان دهیم و شما را تبدیل به یک تبلیغ نویس حرفه ای کنم!

 

 

 

بیایید شروع کنیم!

تمرین کپی رایتینگ # 1: نوشتن ذهنی آگهی

 

این تمرین ذهنی است که هر تبلیغی را می بینید با خودتان فکر می کنید: “چگونه می توانم این تبلیغ را بهتر کنم؟”

بنابراین اگر شما با یک بیلبورد مانند تصویر زیر در هنگام پیاده روی روبه روشدید ، با خود فکر می کنید که چگونه می توانید مردم را هر چه بیشتر جذب این برگر کنید.

image

آن موقع که بطور جدی وارد دنیای تبلبغ نویسی شدم ، علاقه شدیدی به مجله اسکای مال پیدا کردم. (بخاطر دارید مجله ای که در هر پرواز در داخل هواپیما همراه شماست.)

این مجله معمولا شامل آگهیهای اختراعات روز و گجتهای فانتزی بود. کاری که من میکردم این بود که این آگهیها را در ذهن خود بصورتهای دیگر پرورش میدادم بطوری که شاید جذابیت بیشتری به آنها داده باشد.

شما میتوانید آگهی های گوگل ادوردز را مطالعه کنید و تا جائی که میتوانید آنها را دوباره نویسی کنید تا جذابیت بیشتری به آنه ببخشید.

لازم نیست که نوشته های شما عالی باشند اما لازم است که شما عادت داشته باشید تا معرفی محصولات و آگهی های آنها را به شیوه های جدیدی ارائه دهید.

 

تمرین کپی رایتینگ# 2: “پوشه طرحهای اولیه” خود را نگه دارید.

 

“پوشه طرحهای اولیه ” فقط یک پوشه است که شما تبلیغات سرد و یا قطعه های خنک تبلیغ خود را در آن نگهداری می کنید.

پوشه طرحهای اولیه شما می تواند فیزیکی یا دیجیتال باشد.

پوشه طرحهای اولیه فیزیکی من … یک پوشه ساده است که در اتاق مطالعه ام نگهداری می کنم.

پوشه طرحهای اولیه دیجیتال من … یک پوشه کامپیوتری است که روی دسکتاپم نگه می دارم. هر زمان که چیزی را جالب می بینم، آن را کپی می کنم و ضمیمه تصویری از محصولی را که می خواهم ذخیره کنم، می کنم:

image

شما باید همه چیزهایی که در پوشه خود دارید و فکر می کنید که فوق العاده هستند را در نظر داشته باشید. طرح آگهی، طرح بندی صفحه وب، انتخاب خاصی از کلمات … و خلاصه هر چیزی که میتواند در جذابیت تبلیغ موثر واقع شود.

 

در اینجا یک قاعده کلی برای خود این کار معرفی میشود:

image

 

هدف از ایجاد پوشه طرح های اولیه این است که در طی مدت نوشتن یک متن تبلیغ برای الهام گیری بهتر از طرحهای ارائه شده بطور متوالی به این پوشه مراجعه کنیم و در صورت لزوم از آنها استفاده کنیم.

برای مثال در حال حاضر من در زمینه شیوه های قیمت گذاری محصول کار می کنم و به همین دلیل تعداد طرحهای موجود در پوشه در زمینه های قیمت گذاری و شیوه های صحیح آن شیب افزایش داشته است:

image

 

نهایتا این صفحه فروش را دیدم و فکر کردم “هومم … ..این طرح واقعا برای قیمت گذاری خوب است!” و سریع آن را کپی و تصویری از طرح را برداشتم. من هم اکنون می توانم یک راهبرد مشابه در سایت مشتریانم پیاده سازی کنم.

تمرین کپی رایتینگ # 3: مزایا، نه ویژگی ها را مشخص کنید.

 

زمانی که مردم سعی می کنند توضیح دهند آنچه شرکتشان (به خصوص مهندسین) انجام می دهد، معمولا تمایل دارند در مورد ویژگی های محصول یا خدمات شرکت صحبت کنند.

این تبلیغ را ملاحظه کنید:

ویژگی:
“نرم افزار ما می تواند چندین ساختار اصلی داده را در یک آن مدیریت کند، بدین معنی است که با افزایش بار نرم افزار بار سرور پایدار خواهد بود.”

این توصیف FEATURE است. با این حال مشتریان به طور کلی بیشتر علاقه مندند بدانند که ویژگی محصول چیست و مزیت آن ویژگی چیست.

 

شما نیاز به نشان دادن این ویژگی دارید، تا توضیح دهید که این ویژگی به چه مزیتی ختم میشود و چرا به مشتریان کمک می کند (زیرا گاهی اوقات برای آنها خیلی واضح نیست).

image

 

در این تصویر شما می بینید که در سمت “مزایا” توضیحات نشان می دهند که چه طور مشتری با آن 50،000 امتیاز دریافت می کند؟ این یک مثال خوب برای توضیح مزایا و نه ویژگیهاست.

پس اطمینان حاصل کنید که تمرین کنید تا مزایای آنچه که شما در حال فروش آن هستید را بیان کنید، و نه فقط ویژگی های آن را.

 

تمرین کپی رایتینگ 4 #: خلاصه کنید.تا آنجائی متن خود را اصلاح کنید تا همه چیز تا حد امکان کوتاه و کوتاه تر شود.

 

خلاصه کردن در حد توئیت کلمات کلیدی تبلیغ .

و این یعنی هنر چیزی کوتاه سازی متون بلند.

کوتاه ترین مقدار متنی که می توانید برای انتقال یک تفکر کامل به مغز یک نفر دیگر بنویسید چیست؟

image

 

کپی رایت خوب یعنی ارسال اطلاعات از یک مغز به مغز دیگری در کارآمدترین و موثرترین روش. گاهی اوقات این هدف به وسیله متن دنبال می شود، گاهی اوقات صوتی می شود، گاهی اوقات بصورت ویدیوئی می شود.

اما ما همیشه می خواهیم مطمئن شویم که متن تبلیغ ما خیلی مختصر باشد. این بدان معنی است که حداکثر مقدار اطلاعات را در حداقل مقدار کلمات ارسال کنیم.

image

خیلی از افراد معتقدند که تبلیغات طولانی بیشتر می فروشند. این گفته تا حدی درست است ولی یک قاعده کلی در این زمینه هست که :

تبلیغ طولانی خوب است.

ولی

تبلیغ مطول خوب نیست.

تهیه کردن متن تبلیغاتی مطول و هر چه خلاصه تر کردن آن عالی ترین روش تهیه تبلیغات موثر و کارآمد است.

 

نسخه مطول:

ما انتظارات بیشتری نسبت به خودمان داریم و می خواهیم پیشنهادی را به شما معرفی کنیم که حاوی انواع ابزار و خدمات برای صنعت حمل و نقل هوایی است. هدف اصلی ما استفاده از راه حل های رایانه ای برای ایجاد هویت برای خلبانان فرمانده وسایل نقلیه حمل و نقل هوایی است.
نسخه کوتاه شده:

هدف اصلی ما این است که از راه حل های رایانه ای استفاده کنیم تا پرواز را برای هر مسافر یک هواپیما راحت تر و آسان تر کنیم.
نسخه کوتاه و مختصر:

ما نرم افزاری را می سازیم که به صورت خودکار پرواز می کند.

 

پس ، هرموقع با تبلیغی روبرو شدید ، سعی کنید بصورت ذهنی آن را خلاصه تر کنید.

 

تمرین کپی رایتینگ # 5: دستکاری نسخه های معروف تبلیغ(این کار “کپی کاری” نامیده می شود)

 

برای تهیه یک متن تبلیغ خوب میتوانید متنهای تبلیغی را که به نتایج فوق العاده منجر شده اند را دستکاری کنید و از این طریق یک متن تبلیغ عالی بدست بیاورید.

image

اگر بخواهید برخی از تبلیغات جالب را برای شروع کار پیدا کنید، برخی از این موارد را امتحان کنید::

من همچنین پیشنهاد می کنم که از تبلیغاتی که شما فکر می کنید خوب است استفاده کنید. شاید حتی از محصولاتی که قبلا خریداری کرده اید.

 

ادامه دارد…